فصل يكم : در بارهء غلطهاى آنان در وصيت
از وضع شگفتآورشان اينست كه : با ما هم قولند در حسن وصيت و فضل و شرف آن و اينكه كار پسنديدهايست و مورد آن مال و خاندان و فرزند و همه چيزى است كه زير سرپرستى وصيتكننده است و در رعايت او است و در هر آنچه بوسيلهء او اداره مىشود و متولى آنست و با هم قولند كه اهمال در بارهء آن تقصير است و ترك وصيت بدان تضييع است و انجام آن فكر خوبيست و احتياط است و عاقبتسنجى نيكى است و در قرآن مجيد ذكر آن را شنيدند و اعتراف دارند كه پيغمبر ( ص ) بدان فرمان داده و تشويق كرده و بر آن وادار نموده و بدان دعوت كرده و از آن حضرت در بارهء وصيت اخبارى آوردند :
1 - نشايد مرد مسلمان را كه دو شب را گذراند جز اينكه وصيت او نوشته باشد در نزد او .
2 - در خبر ديگر است كه : جز اينكه وصيتنامهء او زير سرش باشد .
سپس با اين همه دعوى كردند كه آن حضرت از دنيا رفت و به كسى وصيت نكرد با اينكه آن حضرت امت خود را سرپرستى ميكرد و اداره مينمود و بكارهاشان قيام ميكرد و آنها را زير نظر داشت چنانچه كسى كودكان خود را سرپرستى مىكند و خاندان و عيال خود را رعايت و نگهدارى مينمايد با اينكه در ميان امت آن حضرت ناتوانان و يتيمان و پيره زنان و كودكانى بودند و باشند كه نياز آنان بسرپرستى و نگهدارى