تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
و او وجه معيشت او را ميداد و آن را قطع كرد و ابن هرمه به دو نوشت ، شعر : آنكه جان گيرد ضامن روزى است تا جان مرا بگيرد . خير اندكى از من دريغ داشتى و آنكه مالك حرمان من است بر آن افزود * و او جيرهء او را بوى برگردانيد و به دو احسان كرد . و از قول شاعرى خواندند ، شعر : خواهش روزى كن نزد آنكه * در برابر او چون خواهش شود دربانى نيست آنكه دشمن دارد كسى را كه از او نخواهد * بخششى را ، و كسى كه خشنود است از طلب‌كننده و آنكه چون فرمان دهد قولش عمل شود * بىنياز به نوشتن و فرمان بنويسنده 144 - و روايت است از امام صادق ( ع ) كه فرمود : سه كس باشند دعا كنند و اجابت نشوند : مردى كه در خانه نشيند و بدنبال روزى نرود و سپس بگويد : بار خدايا روزيم ده و خدا تعالى فرمايد : آيا من راه طلب روزى برايت نساختم ؟ و مردى كه زن بدى دارد ميگويد : بار خدايا مرا از او خلاص كن خدا ميفرمايد : طلاق او را بدست تو دادم . و مردى كه مالى به ديگرى داده بىگواه و او منكر آن شده و به او باز پس نميدهد و صاحب مال به او نفرين مىكند و خدا تعالى ميفرمايد : من به تو فرمودم گواه بگير و نكردى ( و خود كرده را گله نيست ) . از ابن وكيع ، شعر : روزى خود را بسعد و نحس ستاره‌ها حواله مكن * و چون روزگار از تو غافل شد او را خودت يادآور شو پيش از مردن خود را خانه‌نشين مكن * روزى خوب از آنست كه او را سپاسگزارى