و او وجه معيشت او را ميداد و آن را قطع كرد و ابن هرمه به دو نوشت ، شعر :
آنكه جان گيرد ضامن روزى است تا جان مرا بگيرد .
خير اندكى از من دريغ داشتى و آنكه مالك حرمان من است بر آن افزود * و او جيرهء او را بوى برگردانيد و به دو احسان كرد .
و از قول شاعرى خواندند ، شعر :
خواهش روزى كن نزد آنكه * در برابر او چون خواهش شود دربانى نيست آنكه دشمن دارد كسى را كه از او نخواهد * بخششى را ، و كسى كه خشنود است از طلبكننده و آنكه چون فرمان دهد قولش عمل شود * بىنياز به نوشتن و فرمان بنويسنده 144 - و روايت است از امام صادق ( ع ) كه فرمود : سه كس باشند دعا كنند و اجابت نشوند :
مردى كه در خانه نشيند و بدنبال روزى نرود و سپس بگويد : بار خدايا روزيم ده و خدا تعالى فرمايد : آيا من راه طلب روزى برايت نساختم ؟
و مردى كه زن بدى دارد ميگويد : بار خدايا مرا از او خلاص كن خدا ميفرمايد : طلاق او را بدست تو دادم .
و مردى كه مالى به ديگرى داده بىگواه و او منكر آن شده و به او باز پس نميدهد و صاحب مال به او نفرين مىكند و خدا تعالى ميفرمايد : من به تو فرمودم گواه بگير و نكردى ( و خود كرده را گله نيست ) .
از ابن وكيع ، شعر :
روزى خود را بسعد و نحس ستارهها حواله مكن * و چون روزگار از تو غافل شد او را خودت يادآور شو پيش از مردن خود را خانهنشين مكن * روزى خوب از آنست كه او را سپاسگزارى
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢١٦