و اينكه جنگ تو جنگ من است و سازش و صلح تو سازش و صلح من و نهان تو نهان من است و آشكارت آشكار من و اينكه فرزندانت فرزندان من باشند و اينكه تو همهء وعدههاى مرا بانجام رسانى و تو سر كار حوض باشى و هيچ كس از امتم نزد من با تو برابر نباشد .
و اينكه حق و راستى بر زبان تو و در دل تو و پيش چشم تو است و اينكه ايمان با گوشت و خون تو آميخته چنانچه با گوشت و خون من .
و اينكه دشمن تو بر سر حوض من در نيايد و هيچ دوستت نباشد جز كه فردا بهمراه تو بر سر حوض آيد اى على و على ( ع ) به سجده افتاد و سپس گفت : خدا را سپاس كه بر من منت نهاد بمسلمانى و به من آموخت قرآن را و مرا محبوب بهتر آفريدهها خاتم پيغمبران و سيد رسولان ساخت باحسانى كه به من ارزانى داشت و تفضلى كه به من فرمود .
و رسول خدا ( ص ) فرمود : اى على اگر تو نبودى مؤمنان پس از من شناخته نميشدند .
123 - بسندش تا على بن ابى طالب ( ع ) كه پيغمبر ( ص ) اصحاب خود را با هم دو به دو برادر كرد و من گفتم : يا رسول اللَّه همهء ياران خود را برادر هم كردى و مرا تنها گذاشتى و برادر ندارم ، فرمود : من تو را براى خود نگهداشتم تو برادر خود من باشى در دنيا و ديگر سرا و تو از من بمنزلهء هارون باشى از موسى و من برخاستم و از خوشى و شادى ميگريستم و اين اشعار را سرودم :
جانم بقربانت ايا مصطفى آنكه * هدايت كرد ما را به دو خداى رحمان از كورى نادانى بقربانت جانم و چه قدرى دارد خون دلم * براى كسى كه فرع و اصلم به دو پيوسته است
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٩٠