وارثم باشد در خاندانم و بوده باشد از من بمنزلهء هرون از موسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نباشد و آن مردم خاموش ماندند و پاسخى ندادند و آن حضرت تا سه بار اين سخن را براشان بازگو كرد و فرمود : به خدا يكى از شماها برخيزد و اين دعوت را بپذيرد يا اينكه اين امر در جز شما باشد و شما از آن بىبهره شويد و البته كه پشيمان شويد .
گفت : پس على ( ع ) برخاست و همه نگران به او بودند و با پيغمبر ( ص ) دست داد و پذيراى دعوت آن حضرت شد و پيغمبر ( ص ) به او فرمود نزديك من بيا و نزديك او شد و فرمود دهانت را بگشا و دهانش را گشود و از آب دهان خود در آن ريخت و ميان دو شانهء او و ميان دو پاى او آب دهن انداخت .
ابو لهب گفت : بد بخششى به عموزادهات دادى كه نزد تو آمد و تو دهانش را پر از آب دهان كردى و رسول خدا ( ص ) فرمود : بدان سبب پر شد از حكمت و دانش و فهم و ابو لهب به ابو طالب گفت : بر تو گوارا باد كه امروز بدين برادرزادهات درآمدى و پسرت را پيشواى تو كرد .
122 - بسندش تا جابر بن عبد اللَّه انصارى كه چون على ( ع ) با مژدهء فتح خيبر نزد رسول خدا ( ص ) آمد رسول خدا ( ص ) به دو فرمود : اگر نبود كه گروهى از امتم در بارهات همان را گفتندى كه نصارى در بارهء مسيح بن مريم ( كه او را خدا خواندند ) امروز در بارهء تو گفتارى ميگفتم كه گذر نكنى به هيچ گروه و الا مگر كه خاك زير پايت را برگيرند و فضلهء آب وضويت را و بدان شفا جويند و همين تو را بس كه تو از منى و من از تو ، تو وارث منى و من وارث تو و تو از من بمنزلهء هارون باشى از موسى جز كه نباشد پيغمبرى پس از من ، و اينكه تو ذمهء مرا برى كنى و بروش من جهاد كنى و تو در سراى ديگر از همهء مردم به من نزديكتر باشى ، و تو از همه زودتر بر سر حوض نزد من بيائى و اينكه تو بر حوض جانشين منى و اينكه تو نخست كسى كه با من جامه پوشى و تو نخست كس باشى از امتم كه ببهشت درآئى و اينكه شيعهء تو بر سر منبرهاى نورند و با روى سپيد در گرد من باشند و من آنها را شفاعت كنم و فردا در بهشت همسايهء من باشند .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٨٩