و آنكه گفت : بار خدايا كاش من آنان را دريافتمى و گر چه پس از سختى و كندى در عمرم و در زندگيم . سپس شروع به خواندن اين اشعار كرد :
1 - كى مىشود كه من پيش از مردن حق را دريابم * و گر چه پس از آن برايم نابودى باشد 2 - و اگر بربايد مرا روزگار سرسخت بچنگالش * البته ربوده كسانى كه پيش از من بودند و آنان كه پس از من هم باشند بربايد 3 - شك نيست كه من هم به راه آنان خواهم رفت * بدين زودى و كيست كه راه مرگ را نپيمايد ؟
سپس برگشت و اشكش روان بود و چون كره شترى كه گوشتش مىبرند ناله ميكرد و ميگفت :
الف - سوگند مىخورد قس سوگندى كه نهانى نيست * اگر زنده ماند دو هزار از آن دلتنگ نيست ب - تا ديدار كند احمد را و سروران و حكيمانى كه * اوصياء احمد باشند گرامىتر كسانى كه زير آسمانند ج - مردم از درك مقام آنها كورند و آنان روشنى چشم علماء باشند * من يادشان را فراموش نكنم تا اينكه زير سنگها درآيم سپس گفتم : يا رسول اللَّه از قول خدا بما خبر ده - خدا تو را خبر خير دهد - از نامهائى كه شاهد آنها نيستيم و قس نام آنها را بما گفت .
رسول خدا ( ص ) فرمود : اى ابو جارود شبى كه مرا به آسمان بالا برند خدا عز و جل به من وحى كرد كه بپرس از رسولان پيش از خودت كه بر چه مبعوث شديد ، بدانها گفتم : بر چه مبعوث شديد ؟ گفتند بر عقيده به نبوت تو و ولايت على بن ابى طالب و امامانى كه از شما دوتايند وانگه به من وحى شد كه رو كن به سمت راست عرش من بدان سو رو كردم و بناگاه على ، حسن ، حسين ، على بن الحسين ، محمد بن على ، جعفر بن محمد ، موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمد بن على ، على بن محمد ، حسن بن على و امام مهدى عليهم السلام در حوضچهاى از نور نماز ميخواندند و پروردگار تعالى
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٤٢