خود است و بزنى نگريست كه نوشتن مىآموخت ، گفت : يك افعى است كه بزهر خود ميافزايد .
مردى خانهاى ساخت و بر سر درش نوشت هيچ شرى در آن در نيايد ، به او گفتند زنت از كجا درآيد ؟ يك حكيمى به يكى از شاگردانش نگريست كه بزنى زيبا خيره بود ، گفت :
از آنان بر حذر باش كه تو را بدام خود بندد و نابودت كند ، شاگرد گفت : من بآثار حكمت آفريدگار خيره شدم استادش گفت : آثار حكمت آفريدگار را در آنچه شهوانى نيست بنگر كه برايت سالمتر است .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٤٤٨