فصل : آنچه از حكماء پيشين در باره زنان روايت شده
بسقراط گفتند در باره زنان چه گوئى ؟ پاسخ داد هرگز به چيزى گمارده نشوند جز كه تباه شود و به چيزى توانا نشوند كه خوددارى كنند « 1 »
هامش
( 1 ) اين سخنانى كه در باره زنان نقل شده از فلاسفه نامور يونان است مانند سقراط و همگنان او و معلوم مىشود در آن زمانى كه دوره طلائى فلسفه يونان ناميده شده بانوان از آموزش و پرورش بدور بودند و تنها بآرايش و دلبرى مىپرداختند و حدود و مقررات خانوادگى در ميان نبوده و از اين رو رفتار آنان با حكمت اخلاقى و فلسفه حكيمان بسيار ناساز بوده و نظر فلاسفه در بارهء آنان ناهموار مينموده و از اين رو در آن دورانى كه فلسفه يونان در اوج ترقى بوده و مردان بسيار نامورى در حكمت و فلسفه شهرت جهانى يافتهاند و تاكنون افكار و انديشههاى آنها مورد توجه است نام زن فيلسوفى در ميان نيامده و گويا زنان يونانى را در دانشگاههاى فلسفه و حكمت و در زمينه آموزش و پرورش راهى نبوده و تنها وسيله هوسرانى مردها بودند و در مجالس عيش و سرور نمودى داشتند چنانچه از افسانههاى عشقى يونان پديدار است و در حقيقت مانند زنان دوران جاهليت عرب احترام خردمندانهاى نداشتند و مورد نفرت حكيمان آن زمان بودند و تنها نهضت اسلامى بود كه زنان را در رديف مردان آورد و در تعليمات اسلامى سهيم كرد و مقام آنان را به حساب يك انسان قابل پيشرفت بمانند مردان معرفى كرد ( مترجم )