فصل : در چند مسأله فقه كه تازگى دارند
1 - زنى را شوهرش طلاق داده و تا نزديك نيمى از عدهاش گذشته و در آنجا بر او لازم شده عده را از سر گيرد بىآنكه در گذشته به احكام عده خود خلل آورده باشد .
جواب : اين دختر است كه حيض نديده با آنكه بسن حيض ديدهها رسيده و شوهرش طلاقش داده و بايد به ماه عده گيرد ولى چون نزديك يك ماه و نيم گذشته حيض ديده و بر او لازم است آنچه گذشته به حساب نگيرد و عده را با حيض از سر گيرد و عامه در اين جواب مخالف و موافق دارند .
2 - زنى را شوهرش طلاق داده و بايد چند روز معين عده دارد و يك آدمى دل بفرمان خدا تعالى داده و بانجام رسانده و بر آن زن بر اثر اين طاعت لازم شده دو چندان عده دارد .
جواب : اين كنيزى بوده كه شوهرش او را طلاق داده و در يك ماه دو بار حيض ديده و پيش از گذشت دو ماه بيك روز يا دو روز از حيض دوم پاك نشده آقايش او را آزاد كرده و بايدش عدهء آزاد گيرد و آن ميسر نشده تا اينكه سه ماه تمام گذشته در اين جواب خلافى از عامه وجود دارد ، 3 - مردى زنى گرفته با مهرى كه نه موزون است و نه پيمانه دارد و نه بدست سائيده شود و نه جسم است و نه جوهر و نه مال و نه كالا و نكاحش صحيح است و درست كار است .