تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
بشود زشتكار و بد كردار باشد نياز بوجود امامى پيشوا دارد كه جلوش را از آنچه مىشود بكند بگيرد و دستش را پس كشد و سخن در باره آن امام همان است تا بمحال كشد كه وجود امامان بىنهايت باشد يا وجوب وجود امام معصوم و دانسته شد كه علت نياز به امام در او نيست و معصوم است و الحمد للَّه . دليل ديگر براى لزوم عصمت امام و نشانه ثبوت عصمت ائمه عليهم السلام اينست كه امام پيشواى دنيا و دين است و پيروى او از طرف خداوند عالميان واجب است و بايد خطا و لغزش بر او روا نباشد و گر نه خدا تعالى فرمانداده به پيروى از نافرمان خود و اگر معصوم نباشد تكليف مردم به جمع ضدين انجامد و طاعتشان گناه و گناهشان طاعت گردد براى اينكه مامورند به پيروى امام و همكارى با او و اگر در گناه پيرو او شوند براى انجام فرمان اطاعت او مطيع او محسوب شوند و نافرمان خداى سبحان و اگر خلاف او كنند و پيرو او نباشند به حساب اطاعت از خدا باز گنهكارند به حساب مخالفت امام كه واجب الطاعة بر آنها است و در اينكه محال و نشدنى باشند دليلى است بر وجوب عصمت امام . كسى را نرسد كه بگويد پيروى از امام لازمست بر رعيت در آنچه ميداند درست گفته و درست كرده زيرا در اين صورت او امامى نباشد كه بايد از او پيروى كرد اگر خود رعايت درست را از نادرست تشخيص دهد نه از گفتار و كردار آن امام چون اگر كردار رعيت بر پايه دانش خود باشد نه پيروى امام در حقيقت ديگر پيرو و تابع او نباشد . و اگر امام كسى باشد كه رعيت بتواند كار درست و نادرست او را تشخيص دهد بايد يهود امامان امت باشند در مسأله اقرار بنبوت موسى ( ع ) چون امت موافقند با آنها در شناخت نبوتش و از اينجا روشن است كه پيشوائى كسى را سزد كه حق بگفتار و كردار او شناخته شود نه از راه ديگر ، با اين بيان ثبوت دو اصل نامبرده كه وجوب امامت و عصمت باشند روشن شد و با ثبوت آن دو دليلى كه در پيش آورديم محقق گردد و در اين مختصر كفايت است از طول دادن گفتگو در اين باره ، و الحمد للَّه