بسا كه پسند اين شيخ باشند و مقصود همان فقيه بود كه جواب را از شافعى آورده بود گفتند : بر ما روشن شد فساد جوابى كه او داد و نيازى نيست كه با تكرار آن وقت را بگيريم من گفتم بسيار خوب ميپذيرم كه جواب گويم ولى بتقرير ديگرى كه شايد زودتر دفع اشتباه كند و آرامبخشتر باشد به شرط اينكه خوب گوش كنيد و انصاف بدهيد ، گفتند : ما هم از تو شنوائيم و حقانيت سخن تو را كه ظاهر شود انكار نكنيم ، گفتم : سخن ما در باره وجه عدالت و حكمت عذاب كردن دائمى خدا عز و جل بود از كسى كه كافر مرده با اينكه كفر بنده در مدت عمر كوتاه و پايان دار او بوده .
و جوابش اينست كه ميان ما در باره اصل استحقاق عذاب سخنى نيست و سخن در اينست كه ابديست يا پايان دارد ، آنكه گويد زمان كيفر بايد برابر زمان گناه باشد و خود گناه را منظور ندارد كه كبيره باشد يا صغيره بايد زمان عقاب را به اندازه زمان گناه به حساب آورد تا از آن بيش نباشد و اين قضاوتى است بر خلاف عيان و همه عقلاء بفسادش هم قولند زيرا بسيار نافرمانى ميان خود ديدم كه در مدت كوتاهى انجام گرفت و كيفرى كه سزاى آنست نياز دارد به چند برابر آن مدت ( چون دزدى در يك ساعت كه سزاى آن ماهها بلكه سالها زندانست يا قتل عمدى در چند دقيقه كه سزاى آن ممكن است حبس ابد باشد ) .
و ما دو گناه همانند بينيم در دو زمان همانند كه كيفرشان در دو زمان كم و بيش سزاوار باشد چون بندهاى كه بآقاى خود دشنام دهد و عقاب او چند برابر درازتر باشد از اينكه بندهاى مانند خود را دشنام دهد و اگر چه زمان هر دو دشنام يكسان باشند و تأديب و كيفر بايست آنها از نظر زمان همانند نباشند و براى حجت بر آن همين بس كه ما بينيم پدرى روز از فرزند خود قهر كند و او را ترك كند براى خلافى كه فرزند در يك ساعت مرتكب شده و همه عقلاء كار پدر را درست دانند و همين بس كه روا است آقا بنده خود را مدتى دراز براى خطاى او زندانى كند و همچنان است امام عادل در كيفر رعايايش و همين اندازه بس است در اثبات اينكه زمان كيفر نبايد برابر زمان گناه باشد و جز مكابر و معاند منكر آن نباشد و بدان چه گفتيم دانسته شد كه نبايد
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٥٥