2 - خدا كفار را در دوزخ جاويد دارد چون ميداند اگر در دنيا بمانند هميشه كافر باشند « 1 » .
آن سائل اين دو جواب را بىاندازه پسنديد و آخرين گفت براى اينكه مرا بخشم آرد يا آنكه با فهم ركيكش سازگار بودند .
صاحب مجلس به من گفت : در باره اين دو جواب چه گوئى ؟ گفتم مرا از سخن در باره آنها معاف دارد زيرا در اين مسأله آنچه بس است گفته شد و مرا قسم داد و اصرار كرد .
گفتم آنچه از شافعى شناخته است و از او بجا مانده در باره فقه و قياس در شرع است و اما بحث در بنياد عبادات و سخن در امور عقليه فن او نبوده و اگر در اين فن مايهاى داشت شهرت مىيافت زيرا گمنام نبود و هر كه به دو سخنى بندد كه از راه قياس و سؤال و جواب ندانسته به او دشنام داده از اين راه كه فساد اين دو جواب بر هر كه اندك دانستى تحصيل كرده نهان نباشد .
اما جواب يكم كه ادامه ثواب و عقاب را يكسان دانسته از نظر عقل و قياس خطا است زيرا بخشش نعمت پيوسته در زمانى درازتر از زمان طاعت اگر براى استحقاق نباشد تفضل است و احسان و بيك بخشنده و نيكى كن نگويند چرا بخشيدى و نيكى كردى و بيك سخاوتمند نگويند چرا عطيه دادى و بخشيدى و چنين نيست آنكه بسزاى گناهش عذاب كنند بيش از زمان گنهكارى زيرا اگر او سزاوار آن نباشد به او ستم شده و خدا تعالى از ستمكارى بدور است و بايد پرسيد چرا اين دو با هم يكسانند و اعتراض بر عذاب جاويدان بجاى خود باقى است و همه خردمندان اتفاق دارند كه اگر بزيدى بيش از مزد مقرر به كار خود بدهند نبايد قياس كرد باينكه عمر
هامش
( 1 ) اين جواب در پارهاى اخبار وارده از طرق شيعه هم آمده و بنا بر اينست كه نهاد گناه و كفر در وجود كافر جاويدانست و كسى كه بكفر بميرد تا هر چه در دنيا زنده باشد از آن برنگردد و باسلام رو نكند و گر نه زنده ميماند تا مسلمان شود و خدا را اطاعت كند ( مترجم ) .