فصل : در شرح گزارش مجلس گفتگوئى كه در تلبيس جريان يافته « 1 »
در سال 418 در انجمنى حاضر شدم كه گروهى در آن شنواى بحث علمى بودند و خواهان پرسش و پژوهش ، يكى از آنان از من پرسيد چگونه اعتقاد شما شيعه باينكه خدا ستم نكند درست آيد با عقيده باينكه خدا سبحانه كافر را در آخرت تا هميشه در دوزخ عذاب كند و عذابش قطع نشود ؟ چه حكمت عادلانهاى در اين عذاب جاويدانست با اينكه ما ميدانيم كافر در مدت محدودى كه دوران عمر تكليف او است كافر بوده فرض كن صد سال يا كم و بيش و چطور در رسم عدالت روا است كه او را بيش از زمان كيفر و خلاف او عذاب كنند چرا نگوئيد كه عذابش مانند عمرش پايانى دارد تا عقيده شما به عدالت استوار باشد و مخالف عقيده شما كه خدا ستم نكند نباشد ؟ جواب : گفتم پرسيدى جواب خود را بفهم ، بدان كه چون حكمت خدا خواستار آفريدن آدميزاده و مكلف ساختن او شده بايد بنده خدا بىنهايت در باره اطاعت فرمان خدا تشويق شود و از ارتكاب آنچه قدغن شده مانند كفر و گناه بيم داده و ترسانده شود تا بهتر بانجام فرمان و خوددارى از گناه داعى داشته باشد و نهايت
هامش
( 1 ) چنين فهميده شود كه تلبيس نام يك آبادى بوده كه مصنف در آن توقفى داشته و بحث علمى ميكرده و معلوم مىشود در آن زمان آزادى بحث و گفتگو در باره عقائد ميان فرقههاى مختلفه وجود داشته .