تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١

فصل : شرحى از جنگ خندق

« 1 » 121 - روايت است كه چون احزاب ( قشون متحده مشركان و يهودان و عشائر عربستان ) آمدند و مدينه را محاصره كردند و بيست و چند روز گرد آن ماندند بت‌پرستان گرد خندق گرديدند و كسى نتوانست از آن بگذرد جز عمرو بن عبد ودّ كه تازيانه بر اسبش زد تا از آن جست و خود را در كنار مدينه رساند و جلو پيغمبر رفت و آمد كرد و رجز ميخواند و فرياد و مبارز و هم نبرد ميخواست و كسى پاسخش نميداد و رسول خدا ص باصحابش كه گردش بودند فرمود : كدام شما برابر عمرو ميرود و من نزد خدا ضامن بهشت باشم برايش هيچ كدام از ترس عمرو پذيرا نشدند و على ع برخاست و پيغمبر ص به او فرمود : بنشين و بار دوم باصحابش ندا داد و كسى نزد او
هامش
( 1 ) كندن خندق يكى از وسائل دفاعى دوران پيش بوده كه براى جلوگيرى از يورش دشمن گرد شهرها پشت بارو ميكندند و پر از آب ميكردند و شبها و در موارد خطر پلها كه براى عبور روى آن بسته بودند برميداشتند تا دشمن نتواند بدروازه شهر برسد و ببارو رخنه كند و اين خندقى كه در مدينه به پيشنهاد سلمان فارسى و تصويب پيغمبر كنده شد گرد شهر نبوده زيرا مدينه در آن روزها شهرى پيوسته نبوده بلكه قلعه‌هائى جدا از هم و پراكنده بوده كه هر كدام بخاندانى وابسته بوده و اين خندق بر سر راه قشون احزاب ميان كوه سلع و كوه مقابلش كنده شده بود و راه يورش را بر قشون ده هزار نفرى احزاب بسته بود و آبى در آن نبود بلكه بواسطه عمقى كه داشت مانع پيشروى ميشد و تنها اسب عمرو بن عبد ودّ بود كه از آن جهيد و چند تن ديگر هم به او پيوستند ( مترجم )
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 341 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى