تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩

فصل : شرحى از جنگ بدر كبرى « 1 »

118 - بسندم تا ابن عباس كه پيغمبر ص در شب جنگ بدر ايستاده بود به نماز و گريه ميكرد و اشك ميريخت و لابه مينمود مانند گدا براى خوراك و ميگفت : بار خدايا وفا كن بدان چه با من عهد كردى و به سجده ميرفت و زارى ميكرد و خدا تعالى به دو وحى كرد ما بوعده خود وفا كرديم و تو را بپسر عمت على ( ع ) كمك داديم و كشتار آنان بدست او است و آنان كه تو را مسخره كنند كفايت نموديم ، به خدا توكل كن و به او اعتماد نما كه من بهتر كسم كه به او توكل كنى و او برتر كسى كه به دو اعتماد كنى . 119 - بسندم تا ام عطيه كه رسول خدا ص على ( ع ) را با يك گروه بجنگ فرستاد و ديدم دو دستش را بلند كرد و ميگفت : بار خدا مرا نميران تا على را به من بنمائى . 120 - بسندم تا اسماء بنت عميس كه رسول خدا ص را در كوه ثبير ديدم كه ميفرمود : بدرخش اى ثبير ، بار خدايا من از تو خواهانم آنچه برادرم موسى
هامش
( 1 ) بدر كبرى در سال دوم هجرت بود و در ماه رمضان و بزرگتر نيرو بود كه مسلمانان در آن پيروز شدند و هفتاد تن از بزرگان قريش در آن كشته شدند و نام اسلام بلند آوازه شد و در سيره ابن هشام ص 382 ج 1 چاپ مصر گويد : پيغمبر ص در آن روز صفوف ياران خود را راستا نمود و برگشت به سايبان خود كه تنها ابو بكر با آن حضرت در آن بود و بدرگاه پروردگار خود دعا ميكرد و از او ميخواست نصرتى را كه به او وعده داده بود و ميگفت : پروردگارا اگر اين جمع در اين روز نابود شوند تو پرستش نشوى .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 339 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى