گزارش داد از دو پيغمبر كه شگفتآورتر است از اين و آن دو عيسى و يحيى عليهما السلامند و در باره عيسى در گهوارهاش فرمود : 30 - مريم - راستش من بنده خدايم و به من كتاب داده و مرا پيغمبر ساخته ، و در باره يحيى است آيه 13 مريم - اى يحيى با نيرومندى كتاب را برگير و فرمان نبوت به او داديم در كودكى .
اگر گويند : آن دو پيغمبر بودند و مىشود آيه و معجزه داشته باشند .
گوئيم : چه مانعى دارد كه خدا كودكى را بكمال خرد رساند در زمان پيغمبر ما ص و به او قدرت تميز و استدلال بدهد و او را بخصوص از ميان كودكان مكلف سازد و اين آيت و كرامت پيغمبرش باشد در باره نزديكتر مردم به دو و يا بمصلحت ديگرى كه خودش داند و با اين همه نشان دادن ولى خود باشد و وصى پيغمبرش چيست جلوگير از آنچه گفتيم و همه اينها چه مانعى دارند ؟ آيا روايت نشده كه گواه برائت يوسف كه از خاندان زليخا بود در باره پارگى پيراهن يوسف كودكى دو ساله بود در گهواره و پيغمبر هم نبود و بعلاوه خداوند تعالى عيانا بشما آگهى داده در باره يكى از امامان ما آنچه ناباورتر از اين است و آن امام ابو جعفر محمد بن على بن موسى ( ع ) است كه چون مأمون در باره نزديك كردن آن حضرت به خود و دخترش را به زنى او دادن مورد سرزنش و گله شد براى اينكه آن حضرت نه ساله بود گواهى داد به خردمندى و دانش و كمال آن حضرت و با همه معترضان قرار گذاشتند كه مجلسى براى امتحان آن حضرت فراهم كنند و از يحيى بن اكثم قاضى خواستند كه رئيس حوزه امتحان باشد و اموال بسيارى هم به او بخشيدند و در آن مجلس كمال و كلام شگفتآورى از آن حضرت آشكار شد در پرسش و پاسخ كه يحيى درماند و دستخوش دانش آن حضرت شد و اعتراف كرد كه از او استفاده مىكند و آنچه نميداند از او مىآموزد اين داستانى است كه در نقل آن با ما موافقيد و محدثان فريقين در بازگوى آن همداستانند و ما ترديد نداريم كه اين دانش و فضل و فهم براى آن حضرت بدست نيامده مگر از دو راه .
1 - از الهام و دريافت از پروردگار كه آن خود معجزهايست كه بدان از همه مردم ممتاز شده .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣١٥