فصل - در اينكه اسلام آن حضرت از نخست با بصيرت و استدلال بوده نه روى تمرين و تقليد
بدان كه چون بر مخالفان حجت تمام شده كه اسلام امير المؤمنين پيش از اسلام ديگران مكلفين بوده گفتند : چه فضيلتى دارد اسلام كودكى كه همپايه خردمندان بالغ نباشد ؟ و چه تكليفى به او متوجه شود كه در انجام آن سزاوار ثواب باشد از پروردگار عالميان ؟ و آيا القاء اسلام بر او جز تلقين و تمرينى است كه هر كدام ماها با كودك خود كنيم تا بر آن پرورش يابد و آموخته شود و بدان انس گيرد و خطاء اين مردم بر انديشمندان نهان نيست و گمراهى آنان از راه حق روشن است بر منصفان چون پيغمبر در آغاز كار بعثت امر خود را نهفته ميداشت و نمازش را در درههاى مكه دور از چشم بتپرستان ميخواند براى ترس و تقيه از آنان و در انتظار فرمان خدا بود براى آشكار كردن دعوت و وظائف دينى و كار خود را خرده خرده روى پرده مىآورد كه از زيان بنيان كن بر كنار بوده باشد و مىشود چنين مقصد را بكودكان و بچههاى بيخرد وانمود كه راز نگهدار نيستند و شيوه آنها است كه هر چه ميدانند فاش كنند و اعلان نمايند ؟
و چون وضع چنين است و پيغمبر بيك خردسال سر مرام اسلامى خود را فاش كرده محقق شود كه اين كودك خردسال به صحت عقل و كمال ممتاز بوده و همسر خردمندان سالخورده بوده و خردمند بودن يك پسر ده ساله نشدنى و دور از باور نيست در بر عارفان و آنكه منكر آنست متوجه به بيشتر كودكانست و كودك خردمند گر چه كمياب است ولى معدوم نيست و بسا خدا او را آيتى سازد كه خارق عادت باشد و خدا