تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
اگر گويند نامسلمانى ضد مسلمانى است و نميشود با مسلمانى جمع شود و چون مسلمان نيست كافر است بايد در پاسخشان گفت : اين در صورتيست كه شريعت اسلام باشد و لازم باشد مسلمان شدن و شخص بداند وجوب آن را بر خود و اگر هنوز فرمان وحى آن نيامده و امر و نهى آن صادر نشده نامسلمانى كفر نباشد و تكفير شما نادانى و گمراهى باشد . اگر گويند ما شنيديم شما ميگوئيد چون در باره تبليغ اسلام به پيغمبر وحى رسيد و امير مؤمنان را دعوت كرد بمسلمانى بىدرنگ نپذيرفت و يك شب مهلت خواست تا بينديشد و اين را فضيلتى از آن حضرت ميدانيد و بنا بر اين پس از شرع اسلام هم مسلمان نشده : گوئيم درست است ولى اين هم پيش از اين بوده كه مسلمانى را واجب داند بر خود و اين مدت مورد پرسش براى فكر و استدلال است كه خدا آن را اجازه داده و اگر بنده در اين مدت پيش از تصميم بميرد خطا نكرده و ديديم شما هم گفته ابراهيم ( ع ) را چنين تفسير كرديد در آنجا كه فرمايد - 75 - الانعام چون اخترى ديد گفت اينست پروردگارم و چون ناپديد شد گفت دوست ندارم ناپديدشده‌ها را تا پايان داستان آن حضرت و گفته او كه : رو بسوى آن كردم كه آسمانها و زمين را آفريده يكتاپرستم و نيستم از بت‌پرستها ، و اين را گوئيد براى استدلال بود و دوران مهلت انديشه كه بدنبالش علم به حق آمد ، اگر گويند : در باره وضع دين امير مؤمنان پيش از مسلمانى او چه گوئيد آيا عقيده‌اى داشته ؟ بايد گفت : ما گوئيم در خردسالى خردمند و با تميز بوده و اعتقادش چون رسول خدا ص بود پيش از رسالت از نيروى خرد و شناخت خداى يكتا و آن را از پيغمبر آموخته و نهاد پاكش و براى پيغمبر هم از لطف خدا تعالى نهادى پاك و رهبرى شده بود كه او را باسلام كشانده و بانديشه خداپرستى و هيچ كدام براى بت