فصل : در سخن امير مؤمنان ( ع ) در باره خرد
1 - هيچ ساز و برگى سودمندتر از خرد نيست و هيچ دشمنى زيانبارتر از نادانى ، زيور مرد خرد او است .
2 - هر كه با نادان كم خرد همنشين شود از خردش كاسته شود ، بازرسى در هر كارى سر خردمنديست ، شتاب در كار و تندى سر حماقت و خشم نادان در گفتار او عيانست و خشم خردمند در كار او باشد .
3 - ادب صورت خرد است و خرد خود را هر چه خواهى با رعايت ادب زيبا ساز .
4 - عقول بخششهاى خدايند و ادب دست آورد آدمى است .
5 - فساد اخلاق در معاشرت سفيهان و نابخردانست و صلاح اخلاق در معاشرت با خردمندان و بريدن از نادان برابر پيوستن با خردمند است و خردمند آنكه هر تجربهاى به او پندى آموخته .
6 - پيك تو ترجمان و گوياى خردمندى تو است ، نزد خود جامده آن را كه عقل ندارد تا زيانت فزون گردد .
7 - گمان هر كسى پارهاى از عقل او است ، هر كه گوش دادن بسخن خردمندان را ترك گويد خردش بميرد و هر كه از هوس خود كناره كند خردش درست ماند و هر كس رأى خود را پسندد گمراه باشد و هر كس به همان خرد خود بىنياز از ديگران بماند بلغزش افتد و هر كس بمردم تكبر كند خوار شود ، خود پسندى دليل كم عقلى است .