19 - در طب ( 137 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه كاشنى بخوريد چون بامدادى نباشد جز كه قطرههاى بهشتى بر آن چكد ، و از ابى بصير است كه به امام ششم عليه السّلام از هيجان سر و دندانهايم و از طپش چشمم شكوه كردم تا آنجا كه چهرهام باد كرده بود ، فرمود : بر تو باد بدين كاشنى آبش را بگير و از اين شكر طبرزد بر آن بريز و پر از آن بنوش كه آرامش كند و زيانش را بگرداند ، گويد بخانهام رفتم و آن را ساختم همان شب پيش از خواب و نوشيدم و خوابيدم و صبح خوب شده بودم به حمد اللَّه و منّه .
20 - در مكارم : از امام صادق عليه السّلام كه هر كه كاشنى خورد تا يك شبانه روزش از آسودگان نوشته شود و از امام رضا عليه السّلام است كه كاشنى درمان هزار درد است و دردى در درون نباشد جز كه كاشنى سركوبش كوبش كند و يك روز براى يكى از خدمتكاران كه تب و سر درد داشت كاشنى خواست و فرمود : آن را بكوبند و بر روى كاغذ ريزند و روغن بنفشه بر آن ريزند و روى سرش نهند ، فرمود : تب را ببرد و سر درد را ببرد ، و از سياريست كه بر آورده تا گفته : كاشنى را باش زيرا منى فزايد و فرزند را زيبا كند و آن گرم است و پسر آور است و در فردوس است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرموده كاشنى از بهشت است ( 202 ) .
21 - در مجالس ابن الشيخ است ( 1 / 273 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه بامدادى نشود جز بر كاشنى قطرهاى از بهشت چكد بخوريدش و نتكانيدش .
22 - در خصال ( 249 ) بسندش تا امام ششم عليه السّلام كه چهار چيز طبعها را معتدل كنند : انار سورانى ، غورهء خرماى پخته ، بنفشه و كاشنى .
23 - و از همان ( 636 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه كاشنى بخوريد زيرا بامدادى نشود جز قطره بهشتى بر آن چكد .
24 - در دعوات راوندى : كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هر كس كاشنى خورد و بر آن خوابد جادو و زهر در او اثر نكند و هيچ جانورى به دو نزديك نشود نه مار و نه كژدم تا صبح كند ، و فرمود : كاشنى را بخوريد و نتكانيد زيرا روزى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٣