نباشد جز چند قطره بهشتى بر او چكد ، در فردوس : مانند هر دو خبر آمده .
25 - در دعوات : از يك نيكى روايت است كه گاهى بر خاستن براى نماز شب بر من دشوار ميشد و اين پيشامد مرا غمنده ميكرد و صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه را در خواب ديدم و به من فرمود : آب كاشنى را باش كه خدا آن را بر تو آسان كند ، گفت : بسيار از آن نوشيدم و بر من آسان شد .
26 - در دعائم : از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است كه كاشنى از آن ما است و تره شاه از آن بنى اميه و گويا من بجاى روئيدنش در دوزخ مينگرم و جاى روئيدن باديان در بهشت است ، فرمود : برگى از كاشنى نيست جز كه آب بهشت دارد .
دنباله ايست : در يكى از رسالههاى طبيه يافتم كه از رئيس حكماء ابن سينا پرسيدند از سبب اينكه دستور داده آب كاشنى نشسته به كار برند و در جواب نوشت كه خالد از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمان داد به خوردن كاشنى نشسته و فرمود :
از آب بهشت بر آن ميچكد ، و محققان اطباء خوش داشتند كه آب از نشسته آن بگيرند و نپخته به كار برند و بيشتر رأى آنان اينست كه تصفيه شود و در جدا كردن تهنشين آن تأكيد شود و ميانه روان كه در نظافت آن اصرار دارند گويند شيرهاش پخته شود و تصفيه گردد .
گويم : سپس تحقيقى طولانى و موشكاف در باره تركيب نيروها آورده كه چون مناسب با كتاب نيست بيانش را وانهاديم تا سخن بدرازا نكشد ، و آنگه گفته كاشنى هم در شمار داروهاى مركبه است و دليل تركيب آن يك نوع قياس آمده كه به تجربه برگردد ، زيرا مزهاش تلخى دارد و كرفى و برگش قابض است اندكى و تلخى و سردى ملازم نيروى حرارت گشاينده در آنست و مقصودم از دو نيرو آب و زمين است ولى نه آب و زمين ساده بلكه جوهر مركبى كه يكى از آن دو در آن غالب است و بنام آن خوانده شده و بسيط ثانوى گرديده و تلخى و گرمى كاشنى بطبع زمينى عارض شده و از جزء آتشين يعنى جزئى كه عارض بر اين شده غلبه دارد و آن را بر آورده و بر سطح كاشنى با رطوبت آن گسترده و چون شسته شود اين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 44
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٤