را آب كند ، و در مكارم : بسندى مانندش آمده است .
11 - در خصال : كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خربزه را با رطب مىخورد ، و در خبر ديگر خربزه را با شكر مىخورد .
12 - در مكارم و خصال است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : خربزه خوردن ناشتا فلج ببار آرد .
13 - در تحف العقول : از امام دهم عليه السّلام كه روزى فرمود : خوردن خربزه مايه خوره است ، به او گفتند : از شما نيست كه چون مؤمن 40 ساله شود از ديوانگى و خوره و پيسى در امان باشد ؟
فرمود : چرا ولى اگر مؤمن نافرمانى كند از كسى كه او را امان داده در امان نيست كه دچار كيفر نافرمانى خود شود ( 483 ) .
14 - در صحيفه رضا است كه شيوه امير المؤمنين بود خربزه را با شكر مىخورد ( 29 ) .
15 - در مناقب ( 424 ) كه محمّد بن صالح خثعمى گفت : قصد داشتم از امام دهم عليه السّلام در باره ناشتا خوردن خربزه بپرسم و از وضع صاحب الزنج ( رئيس قرامطه ) و پاسخى به من رسيد از او كه خربزه را ناشتا مخوريد زيرا فلج آورد و صاحب الزنج از ما خاندان نيست ، در كشف الغمه : مانندش آمده .
بيان : صاحب الزنج آن بود كه در زمان آن حضرت در بصره شوريد و دعوى داشت علوى است و بر بصره مسلط شد و بيشمار از مردم كشت و او را از خاندان نفى كرد چه از آنها جدا بود در نژاد و مذهب و كردار .
16 - در علل ( 2 / 148 ) بسندش تا اينكه امير المؤمنين عليه السّلام يك خربزه گرفت تا بخورد و يافتش كه تلخ است و دورش انداخت و فرمود : دور و نابود باد به او گفته شد يا امير المؤمنين اين خربزه چه بود ؟ پاسخداد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : خدا پيمان دوستى ما را از هر جاندار و گياه گرفته و هر كدام پيمان را پذيرفتند شيرين و گوارايند و آنچه نپذيرفتند شور و بدمزهاند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤