و يا اصلش فارسى است .
2 - در محاسن بسندش از امام هفتم عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم خربزه و شكر را و خربزه و رطب را با هم مىخورد در مكارم مانند آن آمده .
بيان : تا معتدل شوند ، زيرا ظاهرا خربزه آن سرزمين شيرين نبوده به خوبى و البته سرد بوده و از اين رو سرديش را با شكر يا رطب تعديل ميكرده .
6 - و از محاسن : ( 557 ) بسندش از محمّد كه نزد ابى جعفر عليه السّلام رفتم و غلامى به دو گذر كرد و او را خواست و فرمود : اى قين ، گفتم : قين چيه ، فرمود : آهنگر وانگه فرمود : فلانه كنيز را به تو برگرداندم و تو يكدرهم خربزه بما بده بخوريم .
بيان : گويا كنيزى به او بزنى داده و از او واگرفته بوده و در برگرداندنش بوى يكدرهم خواسته و گويا با او شوخى كرده .
6 - در محاسن : از امام رضا عليه السّلام كه خربزه در ناشتا مايه فلج است ، در مكارم مانندش آمده وانگه گفته در روايتى مايه قولنج است ، و در فردوس :
از پيغمبر است صلى اللَّه عليه و آله كه خربزه را ميوه گيريد كه آبش رحمت است و شيرينيش از شيرينى بهشت ، در روايتى است كه از بهشت آورده شده و هر كه يك لقمه خربزه بخورد خدا 70000 حسنه برايش نويسد و به همين شماره گناه از او محو كند و به همين شماره درجه از او بالا برد ، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : خربزه پيه زمين است و درد و بلا ندارد و در آن ده خصلت است خوراك است و نوشابه و ميوه و گل و نانخورش و حلوا و صابون و خطمى و نقل و دارو ، و در روضه از امام رضا آورده كه سرود :
روزگار از بهر ما آورد هديه خربزه * كه زمين را زيور است و آيد از دار السّلام
اندران اوصاف خوبى باشد و ارزندهاى * كه شمردم جمله را آوردم آنها در نظام
اين چنين فرموده جدّم مصطفاى مجتبى * جدّ من باشد محمّد به روى و آلش سلام
آب و حلواء باشد و گل خربزه بهر بشر * ميوه و صابون بود باشد طعام و هم ادام
شستشو سازد مثانه چهرهها خرم كند * هم دهان خوشبو نمايد ده صفت دارد تمام
بيان : آن را پيه شمرده براى زمين چون از آن درآيد مانند كماة كه در قاموس