بيان : شلماب گويا آب شلغم باشد و در اكمال سلمان آمده و براى آن معنائى ندانستم .
3 - در احتجاج ( 276 ) كه محمّد بن عبد اللّه بن جعفر حميرى به امام قائم عليه السّلام نوشت كه نزد ما رب جوز سازند براى درد گلو و كوه ، گردوى تازه را پيش از آنكه سفت شود ميگيرند و نرم ميكوبند و شيرهاش را ميكشند و صاف ميكنند و ميجوشانند تا نيمه شود و يك شبانه روز ميگذارند و آنگه روى آتش نهند و بر هر شش كيلو يك كيلو عسل ريزند و بجوشانند و كفش را بگيرند و نوشادر و شبّ يمانى از هر كدام نيم مثقال بگيرند و در آن آب حل كنند و يكدرهم ( در حدود نيم مثقال ) زعفران كوبيده بر آن ريزند و بجوشانند و كفش را بگيرند و بپزند تا مانند عسل بسته شود و آن را از روى آتش بردارند و سرد كنند و از آن بنوشند آيا نوشيدنش جائز است يا نه ؟ پاسخ داد اگر بيش آن مست كند يا دگرگونى آورد كم و بيشش حرام باشند و اگر مستى نيارد حلال است .
4 - در قرب الاسناد : ( 156 ) بسندش از على بن جعفر كه گويد از برادرش امام هفتم پرسيدم از مسلمان شيعه كه به خانه همكيش خود ميرود و او نبيذ يا مشروب ناشناختهاى به او ميدهد آيا شايد بىپرسش آن را بنوشد ، فرمود : چون ميزبان مسلمان شيعه باشد هر چه به تو دهد بنوش جز آنكه نخواسته باشى .
در كتاب المسائل : مانندش آمده .
5 - در خصال : ( 1 / 120 ) بسندش از ابى ربيع شامى كه پرسش شد امام ششم عليه السّلام از شطرنج و نرد ، فرمود : بدانها نزديك مشو ، گفتم : سرود و آواز ؟ فرمود :
خوب نيست مكنيد ، گفتم : نبيذ ؟ فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از هر مستكننده نهى كرده و هر مستكننده حرام است ، گفتم : ظرفها كه در آن ساخته شود ؟ فرمود :
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از دبا ، مزفت ، حنتم و نقير نهى كرده گفتم : اينها چه باشند ؟ فرمود :
دباء پوست كدو است مزفت خمره است ، حنتم كوزه سفالين ، و نقير كندوى چوبى است كه مردم جاهليت آن را كندمان ميكردند تا درونى پيدا ميكرد و در آن شراب
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٩