10 - و از همان : ( 6 / 388 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه زمزم سفيدتر از شير و شيرينتر از عسل بود و به آبها سرفرازى كرد و خدا او را غيرتگير كرد و چشمهاى از كوه صبر بر آن روان كرد ، بيان : ظاهرش اينست كه جماداتهم يك شعورى دارند ، و بسا مقصود سرفرازى و تجاوز مردم باشد و مضاف حذف شده مانند
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
يا كنايه از اينست كه چون فضلش از ديگر آبها بيش است مزهاش كاسته تا ميان آنها عدالت شده باشد و از اين رو بتجاوز تعبير شده .
11 - در كافى ( 6 / 391 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه تگرگ را نخورند چون خدا فرموده « بزند بدان هر كه را خواهد » .
بيان : استدلال به آيه از اينست كه زدنش نقمت است .
12 - در كافى ( . . ) بسندش از امير المؤمنين عليه السّلام است كه آب نيل مصر دل را بميراند .
13 - و از همان ( . . ) بسندش از امام ششم عليه السّلام در تفسير قول خدا عزّ و جلّ
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ
الخ . فرمود : يعنى آب عقيق را ، بيان : گويا مقصود از آن آب رودخانه عقيق است و آن را نمونه آورده براى همه رودها كه در دشتهاى بىآب روانند و آب آنها از بركهها و حوضچهها است كه آب باران در آنها جمع شود ، و بقولى مخصوص به همين جا است كه نيازمند آبند براى دين و دنيا : چون غسل احرام حج از آنجا است يا اينكه آيه از نخست براى آن نازل شده بسبب نامعلومى و تفسير آن به آب نگاه بر عقيق كه گفتند روشن نيست .
14 - در كافى ( 6 / 390 ) بسندش از ابى حمزه ثمالى كه نزد آب زمزم بودم و مردى آمد و گفت : اى ابى حمزه از اين آب منوش زيرا جن و انس در آن شريكند با اينكه جز آدمى در آن شريك نباشد و از گفته او در شگفت شدم و گفتم اين را از كجا دانسته ، گويد آن را به امام پنجم گفتم : فرمود : اين يك پرى بوده و خواسته تو را راهنمائى كند .