تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
به غلامش داد و فرمودش آن را نگهدار تا در آيم و آن را خورد و چون آن حضرت خود را شست و بدر آمد فرمودش كجا است آن خرما ؟ گفت خوردمش قربانت ، فرمود : برو كه تو براى خدا آزادى ، گفتند : چه اثرى در خوردن اين خرما بود كه آزاديش را ميبايست ؟ فرمود : چون خوردش بهشت را بايست شد و نخواستم مالك كسى باشم كه بهشتى است ، و از جعفر بن محمّد عليه السّلام است كه نگاه كرد كه بيك ميوه نميخورده كه از خانه‌اش دور افكندند ، خشم كرد و فرمود : اين چه كاريست اگر خود سير شديد بسيارى مردم سير نباشند آن را به آنها بخورانيد كه نيازمند آنند فرمود : خرما يا تكه نان كه بر زمين افتاده و كسى آن را برگيرد و پاك كند و بخورد در درونش جانگيرد تا بهشتش بايست شود و از ابى جعفر عليه السّلام كه چون پدرم على بن الحسين عليه السّلام ميديد نانى در خانه‌اش افتاده گرچه به اندازه دم كش مورچه‌اى بود از قوت خاندانش به اندازه آن ميكاست ( 2 ر 14 ) . 13 - در محاسن صدوق ( 180 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه هر كه تيكه نان يا خرما يابد و آن را بخورد از درونش جدا نشود تا خدايش بيامرزد . 14 - در خصال ( 504 ) بسندش تا أمير المؤمنين عليه السّلام كه خوردن واريز سفره روزى را فزايد - الخبر - و از اوست كه در حديث اربعمائه أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : واريز سفره را بخوريد كه درمان هر درد است بفرمان خدا عز و جل براى هر كه از آن درمان جويد ( 612 ) . 15 - در عيون ( 2 ر 34 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه ريزه‌هاى سفره كابين حور العين باشند ، در صحيفه مانندش آمده . 16 - در عيون : بسندش از حسين بن على عليه السّلام كه در مستراح شد و لقمه‌اى ديد افتاده و آن را به غلامش داد و فرمودش اى غلام چون درآيم مرا به ياد اين لقمه انداز و غلام آن را خورد ، و چون بدر آمد فرمود : اى غلام لقمه كو ؟ گفت : خوردمش اى آقايم ، فرمود : تو در راه خدا آزادى ، مردى او را گفت آزادش كردى ؟ فرمود : آرى شنيدم جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود : هر كه لقمه‌اى يابد و پاكش كند يا