تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

باب بيستم خوردن تكه نان و ريزه خوان

1 - در محاسن ( 443 ) بسندش از داود بن كثير كه با امام ششم عليه السّلام شام خوردم و چون تمام كرد فرمود : الحمد للّه اين شام من و شام پدرانم است و چون سفره را برداشتند ريزه‌هايش را برچيد و بدهانش انداخت . 2 - و از همان ( . . ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه چيز اندك از خوان افتد و منش بازگردانم و خدمتكار بخندد . 3 - و از همان ( . . ) از يكى اصحاب كه نزد امام ششم عليه السّلام بودم و غذا مىخورد مىخورد و ديدم به اندازه كنجدى خوراك كه از خوراك افتد بردارد ، گفتم : قربانت بدنبال اين روى ؟ فرمود : اى بنده خدا اين روزى تو است براى ديگرى وامنهش زيرا كه در آن درمانست از هر دردى ، وى روايت ديگرش هم آورده . 4 - و از همان ( . . ) بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه هر كه ريزه خوانش را دنبال كند و بخورد ندارى از خودش تا هفت پشتش برود ( و روايت درمان بودن ريزه سفره را از امير المؤمنين عليه السّلام آورده ) . 5 - و از همان ( 444 ) از عبيد اللّه بن صالح خثعمى كه به امام ششم عليه السّلام از درد پهلو ناليدم فرمود : ريزه سفره بخور و خوردم و دردم رفت ( ابراهيم راوى حديث گفته ) درد سمت راست و چپ را يافتم و اين درمان را كردم و از آن سود بردم ، اين درمان را از ديگرى هم بدستور امام نقل كرده و امام ششم در روايت ديگر فرموده : خوردن ريزه سفره فقر را ببرد و فرزند را فزايد . 6 - و از همان ( . . ) از معمر بن خلّاد كه شنيدم امام رضا عليه السّلام ميفرمود : هر كه در خانه‌اش چيزى خورد ريزه‌اش برگيرد و بخورد و اگر در بيابان باشد يا بيرون خانه ريزه را براى پرنده نهد . 7 - در محاسن ( . . ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه هر كه تيكه نانى يابد