تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
5 - در خصال ( 144 ) بسندش از منصور بن يونس كه شنيدم امام هفتم ميفرمود : سه تا زيان ندارند : انگور رازقى ، نيشكر و سيب لبنانى . 6 - در خصال ( 612 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه خوردن سيب شستشوى معده است ، فرمود : خوردن به نيروى دل ناتوانست و معده را پاك كند و دل را روشن سازد و فرزند را زيبا نمايد ، فرمود : گلابى دل را جلا دهد و دردهاى درون را آرام كند . توضيح : از نهايه است كه نضح بسا بمعنى شستن است و از اين معنى است حديث ( نضح الدم عن جبينه ) در يك نسخه از مكارم با جيم آمده بمعنى پختن و آن تصحيف است ، در مصباح گفته : ذكاة در لغت تماميت هر چيز است و به اين معنى در فهم به كار رود يعنى پذير او زود كاو است . 7 - در محاسن ( 548 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه هر كس يك گلابى خورد خدا چهل روز حكمت بر زبانش جارى سازد ، در مكارم مانندش آمده ( 196 ) . بيان : نسبت گويائى بحكمت مجاز است چنانچه خداوند فرمود : اينست كتاب كه گويا است بر شما براستى 28 - الجاثيه » 8 - در محاسن ( 548 ) بسندى از ابى الحسن عليه السّلام كه گلابى براى پيغمبر بهديه آوردند و يك دانه برداشت و بريد و خورد چون سخت دوستش ميداشت و به كسانى كه در بر او بودند خوراند و فرمود : گلابى را باشيد كه دل را روشن كند و سنگينى سينه را ببرد . در مكارم : مانندش از امام رضا عليه السّلام آمده است . بيان : در نهايه گفته : اصل طخاء و طخيه تاريكى و ابر است و از اين معنا است حديث « ان للقلب طخاءة كطخائة القمر » يعنى دل پرده‌اى گيرد كه روشنى آن را ببرد - پايان - 9 - در محاسن ( 549 ) بسندش از نوفلى كه جعفر بن ابى طالب در بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بود و به آن حضرت گلابى هديه شد و يكى از آن را بريد به جعفر داد و او نخواست بخورد فرمودش : بگير بخور كه دل را پاك كند و ترسو را دلير سازد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 15 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى