باب هشتم سيب و به و گلابى و انواع و منافع آنها
1 - در علل ( 2 ر 149 ) بسندى از محمّد بن فيض كه گفتم : قربانت يكى از ما بيمار مىشود و پزشكان او را بپرهيز وادارند . فرمود : نه ، ما خانواده جز از خرما پرهيز نداريم و با سيب و آب سرد درمان كنيم ، گفتم : چرا از خرما پرهيز كنيد ، فرمود : چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم على عليه السّلام را در بيماريش از آن پرهيز داد .
2 - در خصال ( 157 ) بسندى از شهاب بن عبد ربه كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود : راستش زبير نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمد و يك گلابى در دست داشت ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به او فرمود : اى زبير اين چيست در دستت ؟ گفت : يا رسول اللَّه اين يك گلابيست ، فرمود : اى زبير گلابى بخور كه سه خصلت دارد ، گفت : يا رسول اللَّه آنها چهاند ؟ فرمود : دل را آسوده و جمع كند ، بخيل را با سخاوت كند ، و ترسو را دلير سازد ، در محاسن مانندش از امام ششم عليه السّلام آمده و هم در مكارم ( 195 ) .
بيان : در نهايه گفته : در حديث است كه پيغمبر يك گلابى نزد طلحه انداخت فرمود : آن را بردار كه دل را آسوده كند و گفتند فراهم كند و به بهبودى و نشاط آورد ، و از اينست حديث عايشه در باره آبگوشت شير كه دل بيمار را آسوده سازد و آسايش آور است .
3 - در عيون ( مضمون حديث طلحه را آورده ) و در صحيفه رضا هم مانندش آمده .
4 - در عيون ( 2 ر 73 ) بسندش تا على عليه السّلام كه نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمدم و گلابى در دست داشت و آغاز به خوردن آن نمود و به من هم خورانيد و ميفرمود :
اى على بخور كه اين هديه خدا است به من و تو ، فرمود : هر لذتى را در آن يافتم فرمود : اى على هر كه سه روز ناشتا گلابى خورد ذهنش پاك شود ، و درونش پر از بردبارى و دانش گردد و از كيد ابليس و لشكرهاش محفوظ ماند .