تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
چشمت بكش و بگو : بار خدايا من از تو خواستارم زيور و مهر را و به تو پناهم از دشمنى و بغض - 28 - در دعوات راوندى همان را آورده ، در مكارم مانند يكم را از امام صادق عليه السّلام آورده ( 161 ) . 29 - در محاسن بسندش از حسين بن ابى العلاء كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم از شستن دست و وضوء پس از خوردن فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مىخورد كه ابن ام مكتوم آمد و بدست آن حضرت شانه گوسفندى بود كه از آن مىخورد و آنچه در دست داشت نهاد و به نماز برخاست و وضوء نساخت و طهور نبود ( 420 ) . بيان : ظاهر اينست كه منظور در اين حديث وضوء نماز است و ردّ بر برخى مخالفانست كه وضوء را به خوردن غذاى آتش ديده شكسته دانند و از اين رو و ما مانند آن را در كتاب طهارت آورديم . 30 - در محاسن ( 438 ) بسندش از شعيب عقرقوفى كه با امام ششم چاشت خوردم و دست خود را پيش و پس خوردن نشست ، گويم اين براى بيان جواز يا مانعى بوده . 31 - در محاسن از سليمان بن جعفرى كه براى ابو الحسن عليه السّلام چاشت كشيدند و يكى از حاضران خواست دستش را بشويد و آن حضرت فرمود : هر كه دستش پاك است و آنها را نشويد باكى ندارد دست نشسته غذا بخورد . 32 - در محاسن بسندش از وليد بن صبيح كه نزد امام ششم عليه السّلام شبى با گروهى شام ميخورديم و فرمود : بيائيد امشب با مشركان مخالفت كنيم و با هم دست خود را بشوئيم ، گفته : بسند ديگر هم روايت شده . بيان مخالفت با مشركان در اجتماع براى شستن يا در اصل آن بوده . 33 - در محاسن ( . . ) بسندش از مرازم كه ديدم أبو الحسن عليه السّلام چون پيش از خوراك دست ميشست حوله نميگرفت و چون پس از خوردن دست ميشست با حوله خشك ميكرد .