تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
آن تنفس كنند چنانچه آدميزاده و جانوران خشكى از هوا جز اينكه جاندار خشكى هوا را با بينى دركشد و به نى شش او رسد ، و ماهى آب را با پرّه گوش دركشد و بجاى هوا برايش در دل روح حيوانى پديد سازد ، و همانا از هوا بىنياز است در زندگى خود و ما و هر جاندارى مانند ما از آب بىنياز نيستيم زيرا ماهى از آب و زمين است نه از هوا و ما مايه از آب و هوا و زمين داريم و اگر نسيم خشكى ساعتى بر ماهى وزد بميرد ، و همه ماهيها پرخورند چون معده آنها سرد است و نزديك به دهان آنها است ، و گردن ندارد و آواز ندارد زيرا هوا بدرونش راه ندارد ، از اين رو برخى گويند ماهى شش ندارد چنانچه اسب سپرز ندارد و شتر زهره ندارد و شترمرغ مغز سر ندارد . ماهيان خرد از درشت پرهيز كنند و از اين رو بدنبال آب شط و آب كمند كه ماهى درشت را نپذيرد ، و ماهى سخت جنبد زيرا نيروى جنبش او در همه تن او است و بعضوى مخصوص نيست ، و مارها همچنين باشند ، برخى ماهيها از جفت‌گيرى پديد شوند و برخى بىآن از گل يا رمل برايند كه بيشتر انواع آنست و توليد آنها بيشتر از عفونت است ، تخم ماهى زرده و سفيده ندارد و همانا يك رنگ است و در دريا شگفتيها است كه شماره ندارند . قزوينى در عجائب المخلوقات آورده از قول عبد الرحمن بن هارون مغربى كه بدرياى مغرب سوار شدم و به جائى رسيدم كه آن را برطون نامند و بهمراه ما غلامى صقلبى بود كه ابزار شكار ماهى داشت و آن را به دريا افكند و يك ماهى به اندازه يك وجب با آن شكار كرد و بدان نگاه كرديم پشت گوش راستش نوشته بود « لا إله الا اللَّه » و در پشتش نوشته بود « محمّد » و در پشت گوش چپش : رسول اللَّه بود .

اخبار باب

1 - در دعائم الاسلام ، از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه پيوسته خوردن ماهى تازه تن را آب كند ، و چون ماهى مىخورد ميگفت : پروردگارا آن را بر ما مبارك كن و بهتر از
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 83 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى