تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
كشيده ، و نگرانى از هلاكت او است و اللَّه اعلم . 39 - و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است كه نهى كرد از خوردن گوشت خران خانگى در روز خيبر . 40 - و از امام ششم عليه السّلام كه فرموده : خورده نشوند استران . توضيح : در قاموس است كه « حرش الضب » يعنى او را شكار كرد به اين روش كه انگشت خود را بدر سوراخش ميجنباند تا سوسمار گمان برد مار است و دمش برآرد كه او را بزند و آن را بگيرد - پايان - در برخى نسخه‌ها « حشرات الارض » آمده و آن روشنتر است ، و ظاهر اينست كه واژه ضب در آغاز يا انجام خبر زياديست ، در نهايه گفته : كه او وارد شد بسعد « و سعد يكيد بنفسه » يعنى با جانش بازى ميكرد و ميخواست جان بدهد ، و از آنست حديث عمر « كه زن برود نزد پدر خود كه يكيد بنفسه يعنى هنگام جان دادن او - 4 : 44 - نهايه . « يكن لك اجر » شايد مقصود اينست كه خود بريدن سر ، ثواب دارد گرچه قصد قربت نكند و با قصد قربت دو ثواب دارد يا مقصود سر بريدن آنست به قصد صدقه دادن يا اطعام مؤمنين و دو ثواب دارى يكى براى آنكه او را از رنج راحت كردى براى رضاى خدا و يكى ديگر براى قصد كار خير ، يا مقصود اينست كه يك كار كه سر بريدن براى رضاى خداست دو ثواب دارد ، يا مقصود از احتساب صبر بر مردن اسب و تلف مال است يعنى اگر سرش را نبرى يك ثواب دارى بر مصيبت و با سر بريدن ثواب ديگرى يا بى . فاضل استرآبادى گفته : يعنى دو ثواب دارى براى آنكه او را از درد برهانى و براى تقسيم گوشتش برضاى خداى تعالى و انصارى مردد شد كه آيا بايد همه گوشتش را به راه خدا دهد يا برخى از آن را . و در تهذيب آن را بسندى تا على عليه السّلام آورده جز اينكه در آن گويد : رسول خدا فرمودش او را نحر كن تا دو مزد برى بواسطه نحرش الخ و آنچه در اينجا