بدان برآورديم رويش هر دسته گياه را و منظور ، اظهار نيرو است بر روياندن گياهان گوناگون از يك آب ، و برآورديم از آن گياه يا از آن آب جوانه سبزى كه از درون دانه برآيد و از آن سبزه خوشهاى كه دانههاى روى هم دارد و بر آورديم از نخل گلى پردهدار و داراى رشتهها دسترس و بهم پيوست و به ذكر آن پرداخت كه بر ديگران رهنمونست و نعمت در آن فزونست ، برآورديم بستانها از انگورها براى شما و هم زيتون و انار مانند و نامانند در اندازه و رنگ و مزه ، به ميوه آن بنگريد چون بار آورد كه بسيار خرد و زبون و بىسود است و و به رسيدن ميوهاش بنگريد كه پخته شود و درشت و سودمند گردد و كام ده راستى در اين نشانهها است براى مردمى كه باور دارند بدين نشانهها كه خداى توانا و حكيمى و يگانهاى هست چون كه پذيرش اجناس گوناگون و انواع چندان و ذيفنون از يك مايه و چرخش آنها از حالى بحالى نشود جز باثر بخشى توانا كه شرح آنها را داند و بحكمت خود ترجيح حالى بحالى بر حسب مقتضى تواند و همتا و ضدى نباشدش كه با او در آويزد و جلو كارش بگيرد .
«
وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ
» در زمين تيكهها است كنار هم برخى خوب و برخى شورهزار ، برخى نرم و برخى سخت ، برخى زراعت ده و ناساز براى درخت و برخى بر عكس و اگر توانائى نباشد كه كار چنين كند اختلافى نيايد زيرا همه در طبع زمينى شريكند و در لوازم آن بر اثر اوضاع آسمانى با همند چون نسبت و وضع آنها يكى است «
وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ
» يعنى بستانها كه انواعى از نخل و زراعت دارند و اين نخلها از يك ريشه جداگانه دارند ، و ميوه آنها در شكل و اندازه و بو و مزه تفاوت دارند كه اين هم خود دليل بر وجود صانع حكيم است ، زيرا اختلاف آنها با اينكه مايه و اسباب آنها يكى است نشود جز بتأييد تواناى مختار از نظر انديشمند . . .
و التين و زيتون گفتند از ميان همه ميوهها به اين دو سوگند ياد شده چون انجير ميوه خوبيست و همهاش خوردنيست و خوراكى است لطيف و زود هضم و