لفظ خلاف كه نفرت آور است به زبان آرد گفت : درخت وفاق است و پادشاه از هوش او وى را بزرگداشت .
3 - در علل ( 3 / 26 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه خدا درختى نيافريد جز كه ميوه خوردنى داشت و چون مردم گفتند : خدا فرزند گرفته نيمى از درختها بىميوه شدند و چون بهمراه خدا بت پرستيدند درخت خار برآورد .
4 - و از همان ( . . ) بسندش تا اينكه پرسش شد از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم چگونه برخى درختها بار دارند ؟ فرمود : هر چه آدم تسبيح خدا گفت درختى در جهان شد بار ده و هر چه حواء تسبيح گفت درختى شد بىبار .
5 - در مجالس ابن الشيخ ( 1 / 219 ) بسندش از ابى جعفر عليه السّلام كه نخست درخت كه بر زمين روئيده نخل خرماست .
6 - در تفسير على بن ابراهيم ( 76 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه هر درختى پيوسته بار چيدنى داشت تا براى خدا فرزند ادّعا شد ، بركنارست خدا از اينكه فرزند داشته باشد ، از اين گفته نزديك است آسمانها از هم بپاشند و زمين بشكافد و كوهها بپاشند ، در اينجا درخت لرزيد و خار برآورد از ترس اينكه عذاب بر او نازل شود - الخبر - 7 - عياشى ( 2 / 86 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه هرگز خدا خشم نكند به چيزى چون خشم بر درخت طلح و سدر ، طلح ميوهاى داشت چون پرتقال و سدر ميوهاى چون خربزه و چون يهود گفتند دست خدا بسته است ميوههاشان خرد شد و هستهدار شد و هستهشان سخت شد و چون نصارى گفتند مسيح پسر خدا است لرزيدند و خار برآوردند و ميوهشان كاسته شد و به صورت كنونى درآمد و طلح به كلى بىميوه شد و ميوه نياورد تا قائم ما ظهور كند و هنگامه برپا شود ، فرمود : هر كه يك درخت طلح يا سدر را آب دهد چنانست كه مؤمنى را آب داده .
بيان : در قاموس گفته : طلح درخت بزرگى است و نام درخت طلح و موز است و گفته نام ميوه درخت سدر نبق است و نبق بكسر و چون كتف و مفردش نبقه است و بيضاوى در تفسير قول خدا تعالى
( وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ )
گفته : درخت موز و درخت