ابن ادريس بدانها افزوده و جمعى كه مصنف از آنها است از او پيروى كردند و دليل اين همه روشن نيست زيرا همه از رواياتى كه بهم پيوست شوند بدست آيند و رجال برخى از آنها ضعيف و برخى مجهول باشند و متيقن از آنها حرمت آنچه است كه دليلى ديگر دارد مانند خون و سپرز هم در حكم آنست و حرمت هر دو ظاهر آيهء قرآن است و مانند آنچه كه از اينها خبيثه باشند چون سرگين و فرج و قضيب و دو خايه و مثانه و زهره و مشيمه ، و حرمت ديگرها نياز بدليل دارند و اصل عدم حرمت است ، و روايات دليل بر كراهت باشند كه كارش آسان است جز اينكه گفته شود همه از خبائثند .
و اينكه قيد ذبيحه آورده براى بركنارى چون ماهى و ملخ كه هيچ يك از اينها در آنها حرام نباشند به حكم اصل اباحه و حيوان شامل بزرگ چون كشته شتر باشد و هم خرد چون گنجشك ولى حكم بحرمت همهء اينها در مانند گنجشك مورد اشكال است ، چون در آن ممتاز نباشند و بايد همهء آن را حرام دانست يا بيشترش را براى اشتباه حرام و حلال و علم بوجود حرام و بهتر اينست كه حكم حرمت مخصوص چهارپايان باشد و مانند آنها از وحوش نه مانند گنجشك و مانندش ، هر دو گويند مكروه است خوردن قلوهها و دو گوشهء دل و شاخها - پايان .
شهيد - ره - در شرح ارشاد گفته : خلافى نيست در حرمت خون ، سپرز ، قضيب ، خايهها و پس از آوردن مذهب صدوق گفته : اهل لغت ، حياء - را با مدّ زهدان ماده شتر دانند و بسا كه مقصود صدوق از آن برون فرج باشد و از رحم درونش .
و گفتند مقصود از رحم در روايات مشيمه است و بعيد نيست وانگه خبيثه بودن اكثر آنچه ذكر شد كه دعوى كردند پذيرفته نباشد و نفرت طبع از بيشتر آنها نتيجه حكم فقهاء بحرمت است با اينكه دانستى در پيش ما در باره خبيثه چه گفتهايم كه حكم و موضوعش بغرنج است ، و مذهب مفيد خالى از قوت نيست با پيوست خون ريخته و سرگين بدان و گويا آنها را نام نبرده براى ظهور حرمتشان يا براى اينكه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٧