تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
اجزاء ذبيحه نباشند زيرا خون پس از جدا شدن از آن حرام است و پيش از جان دادنش و احوط اجتناب از همه است بويژه زهره و فرج و مشيمه و غدّه‌ها و مخ پشت ، و اما عروق گويا مقصود از آنها رگهاى خوندار است چنانچه در برخى اخبار بدان تعبير شده يا رگهاى درشت و مختارند و گر نه حكم باحتراز از آنها مشكل است مگر اينكه گوشت را رشته رشته برند چون يهود ، و اما پوست كه در برخى اخبار آمده و برخى از محدثان معاصر بحرمتش گرائيدند ضعيف است و گفته صدوق در حديث ديگر است كه خبرى است بىسند و مىشود تفسير شود به پوست فرج يا پوست مردار يا بر كراهت . 19 - در علل : بسندش از صفوان بن يحيى ازرق كه بسند امام هفتم عليه السّلام گفتم مردى قربانيش را به ديگرى ميدهد كه پوست كند در برابر پوستش فرمود : باكى ندارد همانا خدا عزّ و جلّ فرمايد « از آن پس بخوريد و بخورانيد » پوست نه خورده شود و نه خورانده شود ( 21 / 124 ) . بيان : بسا اين حديث را دليل آرند بر حرمت پوست و در آن دلالتى نيست زيرا بسا مقصود اينست كه خوردن پوست معمول نيست نه اينكه حرام است و نيز پوستى كه بقصاب دهند جز پوست سر است و آنكه خورده شود پوست سر است و خلاصه اين خبر مجمل است و نمىشود مخصوص آيات و اخبار بسيارى باشد كه دليل بر حلاليند ، و بدان كه در نسخه‌ها ، صفوان بن يحيى ثبت است ولى ظاهر اين است كه ( عن صفوان عن يحيى ) بوده يا ( عن صفوان بن يحيى عن يحيى ) زيرا براى يحيى و پدرش وصف ازرق ذكر نشده . بلكه صفوان روايت از يحيى بن عبد الرحمن ازرق آورد كه او هم ثقه است و اين گونه روايت بارها در تهذيب آمده ، و از فقيه برآيد كه صفوان از يحيى بن حسان ازرق روايت آورد و اگر چه او موثق نباشد ولى صدوق - ره - بكتابش اعتماد كرده و طريق خود را به او ذكر كرده . 20 - در كتاب غيبت : بسندى از حمزة بن نصير خادم امام عسكرى عليه السّلام
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 228 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى