تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
كه خون را از كلام انداخته چون روشن است حرمتش و از نصّ قرآن دانسته شود ، ابن جنيد گفته بد است از گوسفند خوردن سپرز و مثانه و غده‌ها و مخ پشت و زهدان و مثانه و دو خايه و تصريح بحرمت نكرده و گرچه لفظ كراهت گاهى در حرمت به كار رود و ابن حمزه پيروى از نهايه شيخ كرده . و شيخ در خلاف گفته : سپرز و قضيب و دو خايه و زهدان و مثانه و غده‌ها و علباء و خرزه مغز سر نزد ما حرامند و نام ديگرها را نبرده و أبو الصلاح مغز پشت و عروق و زهره و تخم چشم و خرزهء مغز سر را مكروه دانسته و مشهور همانست كه شيخ در نهايه گفته چون اينها خبيثه‌اند پس حرامند . سپس برخى روايات را در اين باره آورده و آنگه گفته صحت رجال اين روايات نزد من ثابت نيست و اقوى انحصار حرام است بر سپرز - خون ، قضيب ، سرگين ، دو خايه ، فرج ، مثانه ، زهره و مشيمه و ديگرها مكروهند به حكم اصل اباحه و بعمومات «
قُلْ لا أَجِدُ
» و «
أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ
»
« فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
» - پايان - . شهيد - ره - در لمعه و روضه گفته : پانزده چيز از ذبيحه حرامند ، خون ، سپرز ، قضيب كه آلت مردى است ، دو خايه ، سرگين كه در درونش باشد ، مثانه جايگاه شاش ، زهره كه صفراء گرد آورد و بجگر سياه آويخته بمانند كيسه مشيمه پوسته‌اى كه نوزاد در شكم ميان آنست ، فرج از برون و درون ، علباء با عين بىنقطه مكسوره و لام ساكنه و باء يك نقطه به زير دو كيسه پهن پشت از گردن تا سر دمبليچه ، و نخاع ، مخ رشته مانند پشت ميان مهره‌هاى پشت و همان است و تين كه جاندار بىآن زنده نماند ، غدّه‌هاى ميان گوشت كه در پيه بيشترند ، و بندهاى انگشتان كه با پى به ظاهر مشت پيوندند ، خرزه مغز و آن كرمكى است به اندازه نخود تقريباً ميان مغز كه رنگش تيره است و مخالف رنگ مغز است و حبه حدقه كه سياهى چشم است نه همهء چشم . سپس شهيد ثانى گفته : حرمت همهء اين چيزها را شيخ گفته بجز مثانه كه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 226 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى