تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
روايات اطلاق دارند ، و در روايات عامه است كه پرسش شد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ما شتر و گاو و گوسفند سر بريم و در شكمش بچه باشد بدور اندازيم يا بخوريم ؟ فرمود اگر خواهيد بخوريد زيرا تذكيه بچه شكمى تذكيه مادرش است . و جمعى چون شيخ و پيروانش و ابن ادريس شرط كردند كه با تمامى خلقت جان نداشته باشد و گر نه بتذكيه مادر تذكيه نشود و حلال نيست و اطلاق اخبار دليل رد آنها است با اينكه فرض بيجانى با تمام خلقت بعيد است زيرا در غالب جان داشتن از تمامى خلقت جدا نيست و حمل اخبار بر اين فرض نادر بلكه ناموجود بعيد است بنهايت ، و دليلى بر اين شرط ندارند جز اينكه تذكيه شرط حلالى حيوان زنده است مطلقا و اين كليت ممنوع است . آرى اگر از شكم مادر زنده بيرون آيد و جان ثابت دارد بايد خودش را سر بريده چنانچه اصحاب گفتند و اگر جان ثابت ندارد احوط ذبح آنست اگر زنده باشد زيرا شناختى كه دليلى بر شرط استقرار حيات در صحت ذبح نيست ، اين در آنجا است كه فرصت تذكيه‌اش باشد . و اما اگر فرصت نباشد در حلالى آن دو وجه است از اينكه اصحاب مطلقا گفتند تذكيه مستقر الحيات و يا حيوان زنده لازم است كه دليل حرمت مىشود و از اينكه اين ديگر حكم زنده ندارد چون زمان زندگيش كوتاه و ناپايدار است و عموم اخبار « تذكيه مادر او را حلال كند » فرا گيردش و گرچه مطلق حىّ را فرا نگيرند و گويا اين حلالى اقوى است . و اقرب اينست كه براى زنده در آوردن جنين لازم نيست در شكافتن شكم ذبيحه بيش از معتاد شتابكرد و اگر خلقت بچه شكمى تمام نباشد بدون خلاف حرامست و خلافى هم نيست كه اگر بچه شكمى از شكم حيوان مردار مرده درآيد حرام باشد ، و آنچه در حديث على بن جعفر است كه باكى ندارد تفسيرش اينست كه زنده برآيد و تذكيه شود يا مقصود اينست كه مادرش بتذكيه بيجان شده . و اين جمله « ذكاة الجنين ذكاة امه » را خاصه و عامه از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم روايت