تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
مورد اعتماد ما مىباشد . و دليل ديگر بر حرمت ذبيحه يهود و اهل كتاب و همه كفار اينست كه خدا جلَّ اسمه تسميه را شرط مباح شدن ذبيحه ساخته و با شك در آن ذبيحه را غدقن كرده و بايد منحصر باشد ذبيحه حلال بذبيحه كسى كه معترف بوجوب آنست نه آنكه آن را دروغ ميشمارد و منكر وجوب آنست زيرا امين بر ترك آن از روى تعمد هم نيست چون كافر است و پاى بند آن نيست و اين در باره حرمت ذبيحه كسانى كه از دين اسلام روگردانند روشن است ، و سنجش ديگر هم در اينجا هست و آن اينست كه بايد بعقيده خصم ما ذبيحه اهل كتاب حرام باشد زيرا حرمت ذبيحه كفار عرب اجماعى است و علت آن كفر آنها است و گرچه به خدا عزّ و جلّ معترفند و بايد ذبيحه اهل كتاب از يهود و ترسا هم حرام باشد چون در كفر با آنان شريكند گر چه زبانى به خدا معترفند چنانچه بيان كرديم ، و مؤيد ديگر اينكه مخالفين ، ذبيحه كسى كه تسميه را فراموش كند مباح دانند چون معتقد به آنست و در دل آن را واجب داند و بايد بر عكس ذبيحه كسى كه تسميه را واجب نداند حرام باشد گرچه آن را به زبان آرد ، اين چاره ندارد . اگر گويند : چه گوئى در باره عموم آيه گفته خدا عزّ و جلّ
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ
كه صريح است در حليت ذبيحه اهل كتاب . جوابش اينست كه جمعى از اصحاب آن را باهل كتابى تفسير كردند كه مسلمان شده و ايمان آورده نه آنان كه بر كفر و گمراهى مانده‌اند چون مسلمانان از ذبيحه آنان پس از مسلمانى هم دورى ميكردند مانند پيش از آن و خدا خبر داد كه پس از مسلمانى حلال است چون حال آنها دگرگون شده . گفتند و دور نباشد كه پس از مسلمانى آنها را اهل كتاب تعبير كند چنانچه نو مسلمانان ديگر را تعبير كرده و فرموده « راستى از اهل كتاب كسانيند كه ايمان دارند به خدا و آنچه بشما