تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
گود و گوژپشت تا بهتر بگيرند و نگهدارند و بكشند ، ميانى درازتر است وانگه بنصر و از آن پس سبابه وانگه خنصر تا در گرفتن سر آنها برابر باشد و رخنه نباشد و در درون مشت ژرف باشند و چيز گرد را قبضه كنند . و همه استخوانهاشان با دندانه و گودى درون همند و ميانشان رطوبت چسبانيست تا پيوسته‌تر بمانند و بر اثر حركت خشك نشوند و بندهاشان رشته‌هاى استوار دارند و تا پرده غضروفى بهم برخورند و رخنه‌هاشان را استخوانهاى ريزى پر كنند تا خوب محكم باشند و آنها را سمسمانيه نامند ، درونشان گوشتين است تا در برخورد بدان چه برگيرند آرامش داشته باشند و از برون كم گوشتند تا سنگين نباشند و چون گرد شوند ابزار ستيز كوبنده‌اى هستند و گوشتين باشند تا خوب بهم بچسبند . و بىاستخوان آفريده نشدند با اينكه بىاستخوان هم حركت‌پذير بودند مانند بسيارى از كرمها و ماهيها تا سست و ناتوان نباشند چون رعشه داران و از يك استخوان نشدند تا كارشان دشوار باشد مانند سرما زده‌ها و بسه استخوان بس كردند زيرا اگر بيش بودند و حركت بيش داشتند دچار سستى ميشدند در ضبط آنچه نياز بفزونى ضبط دارد و اگر از دو تا بودند محكمتر بودند ولى كم حركت‌تر و كفايت نميكردند ، و نياز بهر گونه حركت بيش از نياز باستوارى بيش است . و آنها را در بر هم كوژ و يا فرو رفته نساخت تا اينكه هنگام نياز چون يك چيز باشند و سود بزرگى دهند ، و براى انگشت و بزرگ و خرد كوژى از سوى برون ساخته تا هنگام گره كردن مشت گرد باشند و دور از آفت ، و انگشت بزرگ را بمشت نچسبانده تا دورى ميان او و انگشتان ديگر كم نباشد و برابر چهار ديگر باشد . و چون چهار انگشت چيز خردى را در خود گرفتند و ابهام با آنها كمك كرد و آن را فرو گرفت در ضبط آن با آن چهار نيروى برابر دارد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 28 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى