تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
ترقوه است . و ديگر در زير و از درون و پيوسته بسوى لبه درونى پهن شود كه بيشتر در برگيرد تا برسد بغضروف گردى كه بدان پيوسته . و بر پشتش برآمدگى سه گوشى است بنام ( عير كتف ) كه قاعده‌اش بسوى برونست و زاويه‌اش بسوى درون تا سطح پشتش بكندن پوست يا ازار از برخورد مختل نشود ، و آن چون دندانه مهره‌ها براى نگهدارى آفريده شده ، و همانا شانه براى اينست كه بازو بدان آويزد و به سينه نچسبد و حركت دستها روان باشد و گير نكنند ، و سپر دومى باشد براى اعضاء ميان سينه و بجاى دندانه و بال مهره‌ها باشد . بازو : استخوانيست گرد چون نى كه ميان تهى است و پر است از مغز طرف بيرونش كوژ است و درونش فرو رفته تا ماهيچه‌ها و پيها و رگها را نهان سازد و براى زير بغل گرفتن هر چيز آماده باشد و دستها بهم جفت شوند ، سوى بالاى كوژش بدرون گودى كتف درآيد و بندى نرم دارد كه بسيار محكم است و به چهار رشته بسته است و چون نرم است در معرض از جا كندنست ، و آن را نرم ساختند تا در هر سو بچرخد و اين چرخش مورد نياز نيست تا بسيار باشد و از پاره شدن رشته‌ها و از جا كندن آنها و بلكه خود بازو نگرانى باشد بلكه بيشتر آرام است و دست حركت دارد . و اما سر فرودينش دو دندانه بهم چسبيده در آن تركيب شده ، و آنكه در سوى درونست درازتر و باريكتر است و با استخوان ديگر بندى ندارد و چيزى بدان بسته نيست ولى نگهدار رگها و پى است كه بدست آيد و آنكه در سوى برونست متمم بند آرنج است ، و ميان اين دو دندانه رخنه گرديست مانند رخنه چرخك دستى . و در پايانش دو گوديست از پيش و پس بنام دو عتبه ، آنكه در پيش است ساده و نرم و بىپرده است و ديگرى كه بزرگتر است بسوى زير فرود است و رخنه آن گرد نيست ولى چون ديوار راستا است كه وقتى سر استخوان ساعد