تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
بجانب بيرون حركت كند و بدان رسد بايستد . ساعد : از دو استخوان است كه بدرازا بهم چسبيدند و آنها را زندين خوانند ، و فوقانى كه پهلوى انگشت بزرگ است نازكتر است زيرا باربر ديگرى است و آن را زند اعلى نامند و فرودين كه پهلوى انگشت كوچك است كلفتر است چون باركش است و زند اسفل نام دارد ، و همه را ذراع خوانند ، و بوسيله زند اعلى ساعد پيچ خورد و راستا ايستد از اين رو كج است زيرا از درون آغاز شود و بيرون گرايد تا آماده حركت پيچدار باشد ، و با فرودين ساعد باز و بسته شود . و از اين رو راستا است تا بهتر كار كند ، و ميان هر دو باريك است چون نيازى بكلفتى ندارد و ماهيچه كلفتى در آنها نيست ، و دو سوى هر دو كلفتند چون نياز به رشته‌هاى بست و بند فراوان دارند و در برابر برخوردها و تصادمات سخت از حركت مفاصل و گوشت و ماهيچه‌هاى آنها ، و در سر زند اعلى گودى راستائى است كه لقمه‌اى از سر برونى بازو در آنست و با رشته‌ها بدان بسته است و با چرخيدن آن در اين گودى راست و كژ مىشود . و اما زند فرودين دو دندانه دارد كه ميانه آنها رخنه‌ايست راست رخنه سر بازو و از آنها فراهم شود بند آرنج ، و چون رخنه آن به پس و زير حركت كند دست گشاده شود ، و چون حزّ ديوار مانند از گودى كه لقمه را دارد پهن شود دست را از فزونى گشودگى باز دارد و بازو و ساعد راستا بايستند و چون يكى از دو رخنه بر ديگرى بچرخد به پيش و فراز دست بسته گردد تا آنجا كه ساعد ببازو چسبد و دو سر هر دو زند از زير همراه شوند و چون يك چيز شوند و در آنها گودى پهن مشتركى با ديد شود كه بيشش در زند فرودين است ، و آنچه از گودى جدا شود كوژ و نرم بماند تا از آفات دور باشد . مچ بند دست و شانه كف مچ دست از 8 استخوان گرد كه در دو رده برشته آمدند تركيب شده و همه استخوانهاى سخت بىمغز گنبد شكل باشند بوضعى كه از همراهى آنها شكل شايان مچ دست پديد گردد و شانه كف چهار استخوان پيوست