تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
و براى آنكه انگشت بزرگ براى هر چه در مشت گيرند چون سر بند شيشه باشد ، و اگر در جز جاى خود بود سودش نابود بود ، و اگر بجاى انگشت كوچكه بود دو دست نميتوانست چيزى را كاملا در خود بگيرند و بدتر از آن اين بود كه در پشت يا درون مشت باشد . ناخن : استخوانيست نرم و پيوسته در نمو زيرا مانند دندان هميشه سائيده شود ، و همانا براى آنند كه پشتيبان انگشتان باشند تا بر نگردند و فشار نكشند هنگام چسبيدن به چيزى و سست شوند و انگشت بتواند چيزهاى خرد را بردارد و بخارد و بتكاند و بسا سلاح باشد و اين سود در جز آدمى روشنتر است ، و گرد است تا برخى چيزها را ببرد و بشكافد ، و نرم هست تا در آرام باشد و نشكند . اما هيئت سينه و توى شكم : همه از گلوگاه تا لگن خاصره زير دو بخش است ، بخش مالا شش و دل را دارد و بخش پائين معده ، روده‌ها ، سپرز و كبد و زهره و قلوه‌ها و مثانه و زهدان ، و ميان اين دو تهيگاه عضوى بنام حجاب فاصله است كه پرده‌ى دل گويند و از سر سينه خيزد و يك ور بگذرد تا بمهره‌هاى پشت در بر مهره 12 و پرده‌اى شود ميان بخش بالا و پائين ، و همان بخش بالا هم بوسيله پرده‌اى كه از ميان گذرد و بمهرهاى پشت چسبد دو بخش گردد ، و اين تهيگاه بالا را همه سينه گويند و از بالاى گلوگاه است تا پرده شكم كه از پهنا آن را بخش كند . و همانا سينه براى نفس كشيدن آفريده است ، چون در تنفس شش باز و بسته شود فرو رود و برآيد تا هواى پاك بشش رساند و هواى سوخته را برآرد براى خنك كردن دل و تعديل حرارتش و كمك بروح حيوانى چون هوا مركب آنست و آن را ميكشاند مانند آب كه خوراك را ميكشاند . و هوائى كه استنشاق مىشود از مجارى ميان شش و دل به دل ميرسد و چون داغ و سوخته شد نياز دارد كه برآيد و تازه شود و سينه و شش بسته ميشوند و باز