ميشوند و هواى تازه فرو مىآيد چون مشك كه باد آتش را مىزند و با باز شدن پر هوا ميگردد و با بستن هوا را برون ميدهد .
شش : گردن آن در پايان دهن است كه گفتيم و چون زير گلو رسد دو بخش شود و هر بخشى به چند بخش و بافته است و اطرافش پر از گوشت سفيد نرم سوراخ سوراخ هواكش است و غذايش خونيست بسيار لطيف و رقيق و گردن شش و رخنههاى ميان پرههاى آن و پرههاى رگهاى آن را پر كند و جزء گردن پخش شده و رگهاى زيرش گردد ، و گوشتى كه اطرافش پر كرده تن شش است و نيمى در تهيگاه راست سينه و نيمى در چپ آنست و در هر تيكه سينه دو شقه دارد تا تنفس دو ابزار داشته باشد و اگر بيكى آسيب رسد با ديگرى انجام شود مانند دو چشم و از يك پرده پى دار پوشيده است تا نگهش دارد و باندازهاى حس به دو بخشد .
و گوشتش سوراخ سوراخ است تا بيش از نياز دل هوا بگيرد تا چون جاندار زير آب رود يا آواز دنبالهدار مانع از تنفس كشد يا نخواهد در هواى بد بو نفس كشد يا هواى دودى يا گردى ، هوائى باشد كه دل از آن بهره گيرد ، و هم كمكى باشد براى دفع هواى دودى و براى فوت كردن و سفيدى گوشتش بر اثر هواى بسيار است كه به خون آن غلبه دارد و تيره تيره بسيار دارد براى آنكه بيكى آفت رسد از ديگرى بهره برد و ماهى شش ندارد و از راه گوش تنفس كند .
گردنه شش : از غضروف بسياريست كه روى هم چيده است و با رشتهها بهم بستهاند برخى يك دائره كامل باشند كه درون ششند و برخى نيم دايره كه كنار روده سرخهاند و در فضاى گلو با آن چسبيدند و ميان هر دو تا از آنها رخنهايست كه دو پرده فرا گيرد بر آنها آنان را پوشانده و همه رخنه ميانه را پر كرده و ميان دو سوى آنها را از درون و برون پيوسته و غضروف باشند تا بسته نشوند و سختى آن سبب پديدش آواز يا كمك آن باشد و بسيارند تا آفت نگيرند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠