تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
آن برنى آمده كه نوعى خرما است ، و در نسخه‌اى هيچ كدام نيست و بسا كه آن درست‌تر باشد ، مقصود از رياح بواسير علل و انواع آنست يا بادها كه از آن پديد شوند . « و يصطبغ » يعنى آن را نانخورش سازد و در نسخه يصطبح آمده يعنى صبحانه سازد ، ابلوج سكر ، معرب است و بسا همان نبات باشد كه هليله يا مربايش را با آن بسايند . و در نسخه‌ايست كه « هر كه فزونى خرد خواهد هيچ روزى بامداد بيرون نرود تا 3 دانه هليله سياه با شكر طبرزد بجايد » . در قانون در باره عسل گفته : يك نوع عسل گزنده و زهرناك است و نشانه‌اش اينست كه بو كردن آن عطش آورد ، و خوردنش يكباره خرد را ببرد و عرق سرد آورد - پايان - « و بوئيدن نرگس را پس مينداز » در نسخه‌ايست كه : بوئيدن نرگس امان از زكام است و هم بو كردن سياهدانه ، در قانون گفته : سياهدانه براى زكام خوبست بويژه برشته شود و در پارچه كتان باشد ، و به پيشانى كسى كه سر درد سرد دارد بمالند ، و اگر شبى در سركه خيسانند و فردا نرم بكوبند و در بينى بيمار كشند و به او دهند تا ببينى كشد براى ورم كهنه سر و لقوه خوبست - پايان - در قاموس است كه شقيقه درديست در نيمه سر و رو و شوصه درد دل است يا بادى كه در دنده‌ها پيچد و يا ورم درونى حجاب دنده‌ها و درزيدن رگ - پايان - در قانون و جز آن : شوصه را بذات الجنب تفسير كرده ، و در نسخه‌ايست كه هر كه از شقيقه و شوصه هراسد نخوابد تا ماهى خورد - الخ - تا گوشها و لهاتش نيفتند ، لهاة گوشتى است نزديك حلقوم كه آن را ملاذه نامند ، و سقوطش شل شدن آنست بر اثر ورمى كه دچارش شود . و گفتند : مقصود از اذنين هم لوزتين باشند كه مانند بادامند در دو سوى حلق كه اطباء آنها را دو بيخ گوشها نامند چون نزديك گوشهايند .