تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
در نسخه‌اى قزعونى و در ديگرى فرعونى آمده و معنائى ندارند . و بسا قزّعونى خوانده شود يعنى قزّعون كه دهى است كنار فرات ، و همه اينها تصحيف است و همان نخست درست است ، قزّ نوعى ابريشم است ، و بسا گفتند ابريشم نيست در مصباح المنير گفته : قزّ معرب است ، ليث گفته : پيله‌ايست كه از آن ابريشم سازند و گويند قزّ و ابريشم چون گندم و آرد است - پايان - ميگويم : يكى از دو چيز از آن برآيد يا حكم قز جدا از ابريشم است در جائز نبودن پوشيدن مرد يا اينكه پوشيدن جامه حرير براى مرد در نماز جائز است ، و ممكن است حمل شود بر قزّ ناخالص ، ظاهر اينست كه ترياق اكبر همان ترياق فاروق است و بايد مقصود ترياقى باشد كه داراى حرام چون مى و گوشت افعى و جند و مانندشان نيست و سخن در اين باره گذشت ، نوشابه شادى آور معتدل شربت سيب و به است و شراب فاكهه ، شربت ميوه . در يك نسخه است كه : يك نخود ترياق اكبر بنوش يا در زمستان بىنوشابه بخور و در تابستان سكنجبين سركه . در بسيارى نسخه‌ها سكنجبين عسل و در نسخه‌اى سكنجبين عنصل عسلى يعنى سركه‌اى كه از پياز دشتى گيرند بنام اسقال يا پياز موش و براى داء الثعلب و فلج و عرق النساء خوبست ، و سركه‌اش براى سرفه كهنه و باد شكم و گلو ، و تن ناتوان را نيرو دهد ، اطباء براى خودش و سركه‌اش فوائد بسيارى براى انواع بيمارى ذكر كرده‌اند . هلام گوشت گاو يا گوساله يا بز است كه با آب نمك پخته شود تا آبش چيده شود ، و سبزيهاى سرد با سركه در آن ريزند و خورند ، مصوص ، پخته گوشت درّاج و خروس است در سركه و سبزى خنك « مثانه را تغيير دهد » در نسخه‌اى : ته‌نشين كند و سبب سنگ مثانه شود ، با شكم پر حمام نروند ، براى اينكه براى حرارت حمام غذاى هضم شده بمعده كشيده شود و سبب سدّه و قولنج گردد . « فلج آورد » چون ماهى تازه توليد بلغم كند كه مايه فلج است ، و آب سرد