آب گرم برگير ، و گفتهاند پنج بار آب گرم بريز ، در نسخهايست كه پنج مشت آب گرم بر سرت بريز .
خانه يكم : يعنى رخت كن ، سرد است و خشك بر اثر گرمى حمام و كمى رطوبت و دوم : سرد است و تر براى فزونى آب و كمى گرما سوّم گرم و تر چون گرمى و رطوبت بيش است و باهم برابر شوند ، و چهارم گرم است و خشك چون حرارت بر رطوبت ميچربد . و شايد مقصود اينست كه در تن چنين اثر كنند نه اينكه خودشان چنين باشند .
« الى الاعتدال » يعنى اعتدال مزاج آدمى ، اعضاء كبار ، سر و دست و پا و ران .
عفن با حركت فاء بوى بد و گند و با كسره آن خلط گنديده است و آن روشنتر است و در نسخهاى عفوتات است و در ديگرى « عقق » با فتحه قاف يعنى ترك تن ، « يا گل بنفشه » در نسخهاى خود بنفشه است و مقصود از گل گل سرخ است .
« مانند يك ششم نوره » در نسخهاى يك سوم است « تجير عصفر » تهنشين آنست ، سنبل ، در نسخهاى « نيل » است و در نسخهاى « شكّ » بضمه يعنى عطرى كه از رامك كوبيده بيخته آميخته به آب گيرند و سخت فشرد ، و ماليده شود و با عطر خيرى چرب شود كه بظرف نچسبد و يك شب بماند وانگه شك را بسايند و بخوردش دهند و سخت مالش دهند و قرص سازند و دو روز بگذارند و آنگاه آن را با نخ گونى برشته كشند و يك سال بگذارند و هر چه كهنهتر شود خوشبوتر گردد - پايان - در باره ساختن نوره گفتهاند : آن را نخست بشويند چنانچه اطباء در ساختن مرهم نوره انجام دهند و پس از آن زرنيخ در آن ريزند تا تنديش بكاهد « آثار نوره » سياهى تن و زخم است كه بسا پس از آن رخ دهد يا بروز جوش كه در نسخهاى « تبثير نوره » آمده .
« نيروى خوراك » يعنى آنچه سبب نيروى اعضا شود از خوراك زيرا خوراك نپخته را رگها نكشند و اگر هم بكشند جزء عضو نشود بلكه آن را تباه كند ، حصاة ، سنگ مثانه است ، « تربّى بسمن البقر » شايد مقصود آميختن با آنست و در نسخه بجاى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٢