فصل سوم ناى و گلوگاه و ابزار ديگر آواز
بيان شكل آنها ، پايان دهن به دو سوراخ رسد كه جلوتر آنها گلوگاه است و علماى تشريحش قصبة الريه نامند كه بادكش شش است و دم آورد و ديگر در پس آنست به سمت مهرههاى پشت و آن را مرى و رودهسرخه نامند كه خوراك و نوشابه از آن فرو روند و قىء از آن بر آيد .
گلوگاه : از سه غضروف تركيب شده يكى در جلو كه از زير گلو نمايان است و برونش كوژ و درونش فرو رفته است و دوم پس از آنست و با پيوست آنها گلو هنگام خموشى تنگ است و از هم دورند و هنگام گفتن گشاد شود و سومى چون گوشتكوبى است كه ميان آن و آنچه پس آنست مفصلى است كه دو برآمدگى دارد و در دو گره از آن راستا باشند و در آنجا با رشتههائى بستهاند ، و با اين مفصل حركت كنند و با افتادن آنها بر هم گلو بسته شود و با دورى آنها گلو گشاده گردد .
نياز ببستن گلو هنگام خوردن و نوشيدن است كه بسيار لازم است تا چيزى از خوردنى و نوشيدنى در حنجره نچكد چون حنجره و رودهسرخه جفت همند و يكى به ديگرى چسبيده و چون حنجره بسته شود خوراك و نوشابه بر پشت غضروف كپه شده گذر كنند و در روده سرخه فرو شوند .
و اگر آدمى غفلت كند و در هنگام بلعيدن آواز كند يا نفس كشد و خرده غذا يا آب در حنجره افتد دغدغه و آزارى پديد شود مانند آنچه در بينى پديد شود نزد عطسه بواسطه اينكه چيزى در آن جهد ، و نيروى دافعه بيايد تا از آن جلوگيرى كند و سرفه آيد تا آن دفع شود كم باشد يا بيش ، زيرا حنجره بشش رسد و آن سوراخى در زير ندارد تا چيزى بيرون اندازد و آفريننده سبحانه نعمت