تا آدمى خود به خود بتواند بهر سو رو كند ، و از اين رو ميان آنها بندها است كه نه رها باشند و بىپايه و نه بسته باشند و انعطاف ناپذير .
و برخى از آنها نوك دارند از بالا و پائين كه وسيله پيوست است و بند سازى ميان آنها كه برخى گودند و برخى سرهاى دارند كه در آن فرو شود . و برخى برآمدگىهاى پهن و سختى دارند كه بدرازا گذاشته براى نگهدارى و پايدارى در برابر آسيب و براى اينكه رشتهها بدانها بسته و بافته شود و آنچه از آنها در پس است شوك و سناسن نام دارند و آنچه بسوى راست و چپند بال نام دارند و هر بالى كه پهلوى دندهها است دو گودى دارد و هر دنده دو برآمدگى خم كه در آن گودى جاى گيرد و با رشتهها بسته شود ، و براى مهرهها جز سوراخ ميانه سوراخهاى ديگر هم هست كه پى از آنها درآيد و برگها درون شود .
و مهرههاى گردن سپر روده سرخه و حنجره است و چون بار بر مهرههاى زيرند بايد خردتر باشند و چون آغاز ريزش نخاعند بايد كلفتر باشند مانند آغاز جوى و سوراخ ميانه آنها وسيعتر است و خردى و پهنى سوراخ با هم آن را سست ميساخت و خداى سبحان آن را بسيار سخت آفريده تا نگهدارد آنچه باشد كه در آنست و دندانههايش را خردتر ساخته تا سبكتر باشد و آنها را با بزرگى بالها جبران كرده و آنها را دو سر ساخته .
و چون بيشتر سود گردن در حركت است بندهايش را روان ساخته و دندههاى فراوان براى آنها نساخته مانند آنچه فرود آنست تا تند بچرخد و در عوض پى و ماهيچه بسيار در گردش نهاده و راه پىها كه از نخاع بر آيند از دو مهره گرفته تا همه سوراخ در يك مهره نباشد كه آن را سست كند ، و استخوان پشت و مهرههايش سپر اعضاء مهمى باشند كه جلو آنها است و از اين رو دنده و بال فراوان دارند و بنياد همهء استخوانهاى تنند مانند بنياد نخستين كشتى كه به پا دارند و چوبهاى ديگر را در آن بكوبند و از اين رو سخت است و يكپارچه و بهترين شكل را دارد كه گرد باشد و آسيب ناپذيرتر از اشكال ديگر است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 21
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١