تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
مانند نهنگ براى اينكه خردتر و سبكتر است و بالائى مركز حواس و مغز است و اگر پيوسته بجنبد مغز بجنبد و پريشان شود ، بعلاوه بند ميان سر و گردن محكم نباشد و بايد محكم باشد . و همانا آرواره زيرين آدمى سبكتر و نرم‌تر است از جانداران ديگر براى آنكه خوراك آدمى گوشت و نان پخته و ميوه‌هاى رسيده‌اند و مانند آنها كه جويدنشان دشوار نيست ، ولى خوراك جانداران ديگر كاه و دانه‌هاى سفت و نپخته و ريشه گياه و شاخه‌هاى درخت و گوشت نپخته و استخوان سخت و بهر خورنده به اندازه نياز ابزار داده‌اند . زبان : از گوشت سپيد نرم است كه رگهاى خرد بسيارى بدان پيچند از شرائين و آورده و بوسيلهء آنها سرخ نمايد ، و بدنبالش گوشت غده‌داريست بنام لعاب زا و زيرش دو دهانه است كه بدان گوشت رسند بنام لعاب‌ريز كه بدانها رطوبت و آب دهن از آن گوشت غده‌دار به زبان و دهن ريزد ، و باز در زيرش دو رگ بزرگند و سبز بنام صردان و بدرازا دو لبه دارد ولى در يك پرده پيوسته بپرده دهان و روده سرخه و معده جز در برخى جانوران چون مار كه دو لبه زبانش در يك پرده نيستند و نمايان شوند . و بر جرم زبان پى گسترده‌ايست كه جاى نيروى چشيدن مزه خوراكها است بوسيله جسمى كه با آن بچسبد و آميخته به ترى دهان شود كه با مزه خوراك يكى شده ، و دريافت آن بوسيلهء جوهر روح است كه در پس آنست . و بر زبان دو برآمدگى است كه از بالا روئيدند چون دو گوش خرد كه لوزتين نام دارند و يك گوشت پر پى و سفتند چون غده و سود آنها چون سود كام است كه كه بيانش بيايد و زبان براى ساختن حروف و روشن كردن آنها است ، و ابزار زير و رو كردن خوراك چون بيل و وسيله تشخيص مزه ، و معتدلتر در درازا و پهنا بسخن تواناتر است از زبان بزرگ يا كوچك و درهم .