تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و اعتراف مسيح پزشك و جز او - پايان - و ابن حجر از قول خطابى گفته : اين فضيلت ويژه كما است چون حلال بىشبهه‌ايست و از آن فهم شود كه هر حلالى مايه روشنى چشم است و غير حلال مايه تيرگي آن . ابن جوزى گفته : در اينكه درمان چشم است دو قول است : يكم اينكه آبش به خودى درمانست ولى اتفاق دارند كه تنها به چشم نريزند ولى بعضى گفتند با دواى سرمه آميزند و به چشم كشند ، اين را ابو عبيده حكايت كرده و گفته : مؤيد آنست قول برخى طبيبان كه خوردن كما چشم را روشن كند دوم : اينكه شكافته شود و روى آتش سوخته نهند تا جوش آيد و ميل را در شقه‌اى كه آب انداخته فرو كنند و آب آن را به چشم كشند زيرا آتش آن را لطيف كند و فضولات بدش را ببرد و سودمندش بماند ، و ميل در آب سرد و خشگ آن ننهند كه سودى ندارد . و ابراهيم جرفى از صالح و عبد اللَّه دو پسر احمد حنبل حكايت كرده كه چشمشان درد گرفت و يك دانه كما گرفتند و فشردند و آبش را به چشم ريختند و چشمشان پريشان شد و به درد آمد . ابن جوزى گفته : استاد ما ابو بكر بن عبد الباقى حكايت كرد كه يكى آب فشرده كما را به چشم كشيد و كور شد . قول دوم اينكه مقصود از آب كما آب بارانيست كه بدان رويد زيرا نخست باران زمين است و سرمه با آن پرورش يابد ، ابن تميم گفته : اين سست‌ترين وجوه است . گويم : دعوى اتفاق ابن جوزى كه تنها به كار نرود مورد اعتراض است زيرا عياض از برخى اهل طب تفصيل نقل كرده كه اگر براى تبريد چشم باشد تنها به كار رود و اگر براى جز آن با دارو تركيب شود ، و ابن عربى هم بدان معتقد شده و گفته درست اينست كه خودش سودمند است و با چيز ديگر هم سودمند است و تجربه شده و درست بوده آرى خطابى معتقد به همان سخن ابن جوزيست و گفته با آن توتيا و سرمه‌هاى ديگر را پرورند و تنها به كار نبرند كه آزار دهد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 123 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى